ممنوعیت سهچرخهها در هرات؛ آیا گامی برای خانهنشینکردن زنان است؟
حدیث حبیبیار
ممنوعیت گشتوگذار سهچرخهها از سوی ادارهی ترافیک تحت کنترل طالبان در سطح شهر هرات، در ظاهر یک اقدام شهری عنوان میشود؛ اما در واقع، زندگی روزمرهی بسیاری از زنان را با مشکلات جدی روبهرو کردهاست. این اقدام دسترسی زنان به خدمات ابتدایی شهری را دشوارتر ساخته و هزینهی رفتوآمد را بهگونهی چشمگیر افزایش دادهاست.
افزایش کرایهها تنها یک فشار اقتصادی ساده نیست؛ بلکه بهطور مستقیم بر حضور اجتماعی زنان تأثیر گذاشتهاست. زنانی که پیش از این میتوانستند با هزینهی اندک سر کار، بازار یا مرکزهای درمانی بروند، اکنون ناچار اند که بسیاری از کارهای روزمرهی شان را کنار بگذارند و بیشتر در خانه بمانند.
سونیتا، ۲۸ساله، هر روز برای مطالعهی کتابهای زبان انگلیسی و آمادگی آزمون تافل به کتابخانهی عامهی هرات میرود. او میگوید که با وضع این ممنوعیت اکنون مسیر رفتوبرگشت برایش به یک چالش اقتصادی تبدیل شدهاست.
بهگفتهی او پیشتر با ۲۰ افغانی کرایه میتوانست که رفتوآمد کند؛ اما اکنون، بهدلیل ممنوعیت سهچرخهها، ناچار است تا دو مسیر را با تاکسی و با هزینهی ۱۰۰ افغانی طی کند. «درست است که رفتوآمد سهچرخهها سبب برخی مشکلات ترافیکی شده بود؛ اما اینکه وسایل نقلیه را به روی مردم قطع کنند راه حل نیست. باید راهی درست سنجیده شود وگرنه با این حال وضعیت اقتصادی مردم بدتر میشود. کرایهی یک روز خودم شخصاً پنج برابر شدهاست».
سونیتا که با رویکارآمدن طالبان از کار در یکی از موسسههای خارجی منع شد، بهگفتهی خودش، چهار سال است که در وضعیت اقتصادی دشواری بهسر میبرد. او میافزاید که بلندرفتن کرایههای تاکسی سبب شده که گاهی از رفتن به کتابخانه منصرف شود.
همچنان سونیتا نگران است که این ممنوعیت، آیندهی تحصیلیاش را نیز تحت تأثیر قرار دهد. «همیشه نمیشود این پول را پرداخت کرد. ترسم این است که اگر برای مدت طولانی نتوانم با فکر و فضای آرام درس بخوانم و آزمون هم نزدیک شود، چه کنم؟»
پدر سونیتا، دکان کفش فروشی دارد. او میگوید که هنگام کرایه گرفتن از پدرش گاهی وقتها با تندخویی و بدرفتاری روبهرو میشود. «در افغانستانی که یک لقمه نان با صد خاری و بدبختی پیدا میشود، چگونه به پدر و برادرم بگویم که هر روز صد افغانی بدهند. گاهی هم که مجبور میشوم که پول طلب کنم، هزار گپ و کنایه را تحمل میکنم».
در شهری که بسیاری از زنان به وسایل نقلیهای با بهای کمی چون سهچرخه نیاز دارند، این ممنوعیت آنان را سر دو راهی قرار داده است؛ پیادهرویهای طولانی یا پرداخت کرایههای سنگین تاکسی.
در این میان، زنان دارای بیماریهای جسمی بیشترین آسیب را دیدهاند. نبود سهچرخهها، برای آنان تنها به پیادهروی خلاصه نمیشود؛ بلکه سبب دسترسی نداشتن به مرکزهای درمانی و افزایش مشکلات جسمی شان شدهاست.
زهرا، یکی از آموزگاران در مکتبهای دولتی هرات است. او از بیماری پوکی استخوان در ناحیهی زانو رنج میبرد و پیادهروی طولانی برایش دردناک و گاه غیرممکن است. پیش از این، سهچرخهها راهحلی ساده برای رفتن به مکتب و انجام کارهای روزمرهاش بودند.
اکنون اما، مسیرهای کوتاه نیز برای او به مانعی بزرگ تبدیل شده است. زهرا میگوید که برای رسیدن به مکتب یا بازار، یا باید مسیرهای طولانی را با درد طی کند یا هزینهی بالای تاکسی را بپردازد. «با این فرمان طالبان یا باید پیاده برویم یا دو برابر کرایه بدهیم. احساس میکنم که این تصمیمها مستقیماً بر نان و کار مردم تأثیر گذاشتهاست».
زهرا که ۴۵ساله است، در گذشته بارها برای درمان به کشور ایران سفر کرده و بهگفتهی خودش پزشکان او را از پیادهرویهای طولانی مدت و برداشتن بارهای سنگین منع کردهاند. او در ادامه میافزاید که در بسیاری از روزها، بهدلیل این بیماری مجبور به پرداخت کرایهی بالا به رانندگان تاکسی میشود.
همچنان این آموزگار میگوید که نگران است که این ممنوعیت سبب خانهنشینی اجباری شود و بهتدریج او را از کار، خرید و حتا دیدارهای ضروری محروم کند. «بیشتر روزها از رفتن به بیرون خودداری میکنم. حالا خرید و برخی نیازهای دیگر به کنار که رفتن به مکتب برایم بسیار دشوار شده است. هم دانشآموزانم سرگردان و هم ترس دارم که این ممنوعیت سبب از دستدادن کارم شود».
ممنوعیت گشتوگذار سهچرخهها، تنها زنان بیمار را زیر فشار قرار نداده؛ بلکه زنان تازهعروس را نیز با محدودیتهای تازهای روبهرو کردهاست. رحیمه، دختر جوانی که بهتازگی ازدواج کرده، میگوید که این تصمیم طالبان آزادی رفتوآمد او را بهشدت محدود کردهاست و برنامههای سادهی محفل نامزدیاش را برهم زدهاست.
او میگوید که در روزهای پسین نتوانسته که بهدلیل مسیرهای طولانی و کرایههای بالا برای خرید داماد و لباس عروس به بازارهای هرات برود. بهباور او، این ممنوعیتها، هدفی جز خانهنشینکردن زنان و دختران ندارد. «این کار برای محدودکردن زنان است. مردها وسیله دارند و هر جای که بخواهند، میتوانند که بروند. سهچرخهها تنها وسیلهی دست زنان بود که آن را هم طالبان گرفت».
رحیمه تأکید میکند که حذف سهچرخهها، بهویژه برای زنانی که تازه وارد زندگی مشترک شدهاند، فشار روانی و اقتصادی مضاعف ایجاد کرده است. او میگوید وقتی امکان رفتوآمد ساده نباشد، زن بهتدریج از حضور در جامعه حذف میشود.
رحیمه میگوید که روزهای نامزدیاش بهجای شادی و هیجان، با نگرانی و دلگرفتگی گذشتهاست. او میگوید که بهدلیل دوری راه و بالا بودن کرایهها، رفتن به بازار برایش دشوار شده و نتوانسته آنچه را دوست داشته برای خودش و نامزدش تهیه کند.
او همچنان از رسیدن زمستان نگران است. رحیمه میگوید در حالیکه هوا هر روز سردتر میشود، رفتوآمد در شهر سختتر شده و تهیهی لباس گرم و وسایل زمستانی برایش مشکل است. بهگفتهی خودش، زمانیکه مسیرها طولانی و کرایهها بالا باشد، ناچار میشود تا از بسیاری از نیازهایش بگذرد. او میگوید که این وضعیت برای زنانی مثل او، که تازه زندگی مشترک را آغاز کردهاند، فشار روحی و اقتصادی بیشتری ایجاد کردهاست.
رحیمه در ادامه از مردم میخواهد که در برابر این ممنوعیتها سکوت نکنند. او میگوید خاموشی در برابر تصمیمهایی که زندگی زنان را محدود میکند، تنها به عادی شدن «ظلم» میانجامد. رحیمه میگوید: «اگر امروز صدای زنان شنیده نشود، فردا این محدودیتها بیشتر و زندگی برای زنان و دختران سختتر از این خواهد شد».
در روزهای اخیر منبعهای محلی گزارش دادهاند که طالبان محدودیتهای تازهای بر سهچرخههای مسافربری در سطح شهر هرات وضع کرده و رفتوآمد این وسایل نقلیه را در جادههای عمومی ممنوع ساختهاند؛ در برخی موارد بیش از پنج هزار سهچرخه از خیابانها جمعآوری شده و از مرکز شهر برداشته شده است، اقدامی که تحت عنوان «تنظیم نظم شهری» توجیه شدهاست؛ اما رانندگان میگویند که این تصمیم کار و نان بسیاری را گرفته و وضعیت اقتصادی خانوادهها را هدف قرار دادهاست.



