آمادگی برای آزمون «تافل»؛ راه گریز دختران هراتی از مرز محدودیتهای طالبانی
حدیث حبیبیار
در کوچهپسکوچههای هرات، در پشت دروازههای بسته و پردههای ضخیم، دخترانی نشستهاند که رویایشان از مرزهای افغانستان فراتر میرود. آنان هر روز با خطر بستهشدن مرکزهای آموزشی مخفی روبهرو هستند؛ اما هنوز تلاش میکنند که آمادگی آزمون تافل بگیرند تا راهی برای ادامهی تحصیل در بیرون از کشور بیابند. زندگیشان میان کتابهای زبان، اضطراب گشتهای نیروهای امربهمعروف و نهیازمنکر گروه طالبان و امید به فردا میگذرد.
زهرا، دختری ۲۰ ساله و باشندهی هرات است. او میگوید که هر روز صبح با ترس از خانه بیرون میشود. مرکز آموزشی آنها در یک خانهی مسکونی قرار دارد و هیچ نشانی از صنفها و تختههای آموزشی بر در و دیوار دیده نمیشود. او باید چند بار مسیر را تغییر دهد تا مطمئن شود که کسی دنبالش نمیآید. وی گفت: «هر بار که از خانه بیرون میشوم، مادرم با نگرانی نگاهم میکند».
در داخل مرکز آموزشی، پنجرهها با پردههای ضخیم پوشیده شدهاند تا هیچ صدایی از صنف بیرون نرود. دختران باید در سکوت مطلق درس بخوانند و حتی در وقت وقفه برای تفریح هم نمیتوانند بلند بخندند. زهرا میگوید، این فضای بسته و «اضطرابآور» یادگیری را دشوار میسازد؛ اما چارهای جز تحمل ندارد. او میافزاید: «گاهی نفسام بند میآید؛ اما میدانم راه دیگری برای درسخواندن نداریم».
برای او یادگیری زبان انگلیسی تنها یک درس نیست؛ بلکه راه فرار است. او میخواهد در آینده بورسیه بگیرد و در دانشگاهی بیرون از افغانستان ادامهی تحصیل دهد. با اینحال، هزینهی درس و خرید کتابها برایش سنگین است. خانوادهاش به سختی میتوانند این مصارف را تأمین کنند؛ اما به گفتهی خودش، «آرزوهایم را نمیتوانم قربانی وضعیت کنم».
علاوه بر ممنوعیت آموزش دختران و فقر، حجاب اجباری نیز جز چالشهای سد راه زهرا است. او مجبور است چادری بپوشد تا در راه از سوی مأموران امربهمعروف بازخواست نشود. حتا در داخل مرکز آموزشی هم مسوولان تأکید میکنند که همهی دختران با پوشش کامل حاضر شوند تا اگر کسی یا مأموران طالبان مشکوک شدند، ظاهراً چیزی برای جلوگیری از بازداشت وجود داشته باشد. «چادری برای من زندان است و در این فصل گرما اصلا تحمل نمیشود».
حجاب اجباری و فشارهای روانی روزانه، زهرا را خسته کرده است. او میگوید شبها خواب آزمونش را میبیند و صبح با اضطراب بیدار میشود. با این حال، باور دارد که موفق میشود. «اگر بمانم، آیندهای ندارم؛ باید بروم».
زهرا که دانشجوی رشتهی انجینری بوده، میگوید که با تمام ترسها، لحظههایی هم هست که با امید به آینده لبخند میزند. او میگوید که همیشه تصور میکند که در یک دانشگاه خارجی نشسته، آزادانه کتاب میخواند و کسی به لباس و صدایش کاری ندارد. «این تصویری است که مرا زنده نگه میدارد».
زهرا در صحبت با خبرگزاری بانوان افغانستان گفته است که مسیر تحصیلی دختران در افغانستان دیگر تنها مسیر علمی نیست؛ بلکه میدان مقاومت است. «هر واژهای که ما در کتابهای زبان یاد میگیرند، قدمی است در راه آزادی و آیندهای که از ما دریغ شده است».
همچنان دختران دیگری نیز در این ولایت هستند که پس از محروم شدن از آزمون کانکور، تصمیم به آمادگی آزمون تافل گرفتهاند تا از طریق بورسیههای تحصیلی در خارج از افغانستان به رویاها و اهداف خود دست یابند.
مریم نوابی، ۱۹ ساله، از روستایی در اطراف هرات به شهر آمده تا در یک مرکز آموزشی آمادگی آزمون تافل گیرد و مخفی درس بخواند.
او میگوید که خانوادهاش در ابتدا مخالف آموزشاش بودند، زیرا خطر بازداشت و تهدید از سوی طالبان وجود دارد؛ اما مریم آنقدر اصرار کرده تا پدرش راضی شد. «خانوادهام میدانند که تنها امیدم همین آموزش زبان انگلیسی و آمادگی برای تافل است».
در صنف، مریم همیشه در صنف تلاش میکند تا تمام واژهها و نکات آموزگار را بهخاطر بسپارد. او شبها تا دیر وقت مطالعه میکند و صبحها خسته؛ اما امیدوار به مرکز آموزشی میرود. با این حال، نبود دسترسی به اینترنت و منابع آموزشی آنلاین برایش یک مانع بزرگ است. او گفت: «گاهی فقط با کتابهای کهنه درس میخوانم. اصلاً به اینترنت و چیزهای مدرن دسترسی ندارم».
هزینهی آموزش نیز برای مریم دشوار است. او مجبور شده طلاهای خود را بفروشد تا هزینههای آموزشاش را بدهد. هنوز هم نگران است که اگر این دروازهی آموزش بسته شود، تمام زحماتش بر باد رود. «هر بار که در میزنند، قلبم تندتر میزند. طالب نافهم است. ما جان، عزت، آبرو و آیندهی خود را به خطر میاندازیم تا چند کلمه آموزش ببینیم».
فضای سختگیرانه و ترس دایمی سبب اضطراب مریم شده است. بعضی روزها به گفتهی خودش، هیچ چیزی یاد نمیگیرد و همواره فکرش به این سمت میرود که اگر طالبان بیایند چه خواهد شد. «گاهی با خود میگویم شاید ارزش این همه ترس را نداشته باشد».
با این حال مریم زمانی که به رویایش فکر میکند، همهی تردیدها کنار میرود. مریم میخواهد در رشتهی حقوق درس بخواند تا روزی صدای زنان بیصدا باشد. «آرزو دارم روزی وکیل شوم و در کشوری که آزادی هست، برای دفاع از حقوق زنان کار کنم».
در همین حال، دختران دیگری نیز هستند که بهدور از مرکزهای آموزشی، نزد خودشان برای پشتسر گذاشتن آزمون کانکور و رفتن به خارج از کشور در خانه آمادگی میگیرند.
سمیرا، ۲۲ ساله و از دانشجویان دانشکدهی اقتصاد، یکی از این دختران است. او میگوید پس از بستهشدن دانشگاهها، زندگیاش فرو ریخت؛ اما تصمیم گرفت در خانه برای آزمون تافل آماده شود. او گفته است: «وقتی دیدم دیگر جایی برای رفتن ندارم، گفتم حداقل در خانه تنها نمانم؛ کتابهایم را برداشتم و مسیر تازهای را آغاز کردم».
او روزها در اتاق کوچک خانهاش مینشیند، کتابهای زبان انگلیسی را مرور میکند و از طریق گوشی برادرش که تنها وسیلهی اتصال به اینترنت است، تمرینها را دنبال میکند. اینترنت ضعیف و قطعووصلیهای پیدرپی او را کلافه میکند؛ اما باز هم دست نمیکشد. «هر صفحهای که میخوانم، برایم مثل یک نفس تازه است».
سمیرا، میگوید بیشترین فشار از فضای خانه میآید. پدرش بارها مخالفت کرده که این هنوز آموزشها دیگر مفید نیستند و در صورت قبولی در بورسیهها نیز اجازه نخواهد داد که کشور را ترک کند. همین دیدگاه سبب شده که بهشدت محتاط باشد و او بیشتر در خفا درس بخواند. «گاهی حس میکنم دو بار زندانی شدهام؛ یکی در خانه و دیگری در میان افکار پوسیدهی کسانی که در اطراف من هستند».
هزینههای سنگین کتاب و منابع آموزشی نیز برایش چالش بزرگی است. او بخشی از مصرفهای را با تدریس خصوصی به کودکان همسایه تأمین میکند. با این حال، نگران است که بدون دسترسی به آموزگار و محیط آموزشی نتواند در امتحان موفق شود. «گاهی فقط با خودم تمرین میکنم، جواب درست و غلط معلوم نمیشود».
با وجود همهی این موانع، او انگیزهاش را زنده نگه داشته است. میخواهد روزی در رشتهی اقتصاد ادامهی تحصیل دهد و باور دارد که افغانستان نیازمند تخصص زنان در عرصههای علمی است. او بیان کرده است: «رویایم این است که روزی دوباره به دانشگاه برگردم، حتی اگر در کشوری دیگر باشد».
فشار روانی برای سمیرا نیز سنگین است. او افزوده که صبح از خواب با دلهره بیدار میشود و از اینکه با آیندهی نامعلوم دستوپنجه نرم میکند، خسته شده است. وی ادامه میدهد: «خستهام. دیگر امیدم کمنور شده است؛ اما باید بگویم که طالبان میتوانند دانشگاه را ببندند، اما نمیتوانند رویای مرا خاموش کنند».
او باور دارد آموزش امروز برای دختران افغانستانی یک شکل از مبارزه و ایستادگی در برابر طالبان است. سمیرا میگوید: «هر صفحهای که میخوانیم، دیوارهای تاریکی را یکذره عقب میزنیم و همین تصور، ما را سرپا نگه میدارد».
سمیرا در ادامه میگوید که نمیخواهد از آرزوهایش عقبنشینی کند. «حتی اگر سالها طول بکشد، من روزی در یک دانشگاه آزاد خواهم نشست و در همان لحظه، همهی شبهای تاریک افغانستان برایم معنی پیدا خواهد کرد».
چهار سال است که طالبان دروازههای مکتب و دانشگاه را بهروی دختران بستهاند و آیندهی میلیونها زن و دختر جوان را در تاریکی فرو بردهاند. در چنین شرایطی، آزمون تافل به تنها روزنهی امید برای بسیاری از دختران افغانستانی بدل شده است؛ روزنهای که از طریق آن میخواهند راهی به سوی تحصیل و زندگی تازه در بیرون از مرزها پیدا کنند.



