زنان در بنبست گرسنگی و بیکاری؛ «وقتی اولادهایم گرسنه است، ناراحت میشوم»
آینور سعیدپور
فقر گسترده و محدودیتهای اجتماعی در افغانستان، بیشترین فشار را بر دوش زنان گذاشته است؛ زنانی که یا تنها نانآور خانوادههایشان اند یا در کنار مردان بیکار و کمدرآمد، بار اصلی تامین معیشت را به دوش میکشند. در سالهای اخیر، با گسترش بیکاری و کاهش فرصتهای کاری، بسیاری از این زنان توان تأمین ابتداییترین نیازهای خانواده، از جمله نان و مواد خوراکی، را از دست دادهاند.
این وضعیت به شکل مستقیم، سبب افزایش موردهای سوءتغذیه در میان زنان و کودکان شده است. بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، اکنون بیش از چهار میلیون و ششصد هزار مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیهی متوسط و شدید دستوپنجه نرم میکنند؛ آماری که ابعاد تکاندهندهی بحران انسانی در این کشور را به نمایش گذاشته است.
تازهترین دادههای برنامهی جهانی غذا، نشان میدهد که دوسوم خانوادههای تحت سرپرستی زنان در افغانستان توان تهیهی مواد غذایی کافی را ندارند. این بدان معناست که میلیونها خانواده مجبور اند یا وعدههای غذاییشان را کاهش دهند یا از مواد خوراکی ضعیف و کمارزش استفاده کنند.
شماری از زنان تأکید میکنند که در چند سال اخیر وضعیت اقتصادیشان بهمراتب بدتر شده و الگوی غذاییشان کاملاً تغییر کرده است؛ بهگونهای که در بسیاری از خانوادهها روزانه تنها دو وعده غذا مصرف میشود و آن هم بیشتر بدون مواد غذایی مقوی است.
سیما، باشندهی کابل و مادر چهار فرزند، نمونهای از هزاران زنی است که این روزها با فقر شدید دستوپنجه نرم میکند. او میگوید شوهرش بیش از یک سال است بیکار مانده و هیچ درآمدی ندارد. فشار اقتصادی خانواده را مجبور کرده که بسیاری از مواد غذایی ضروری را از برنامهی غذاییشان حذف کنند.
سیما با نگرانی میافزاید: «دو فرزندم به دلیل کموزنی بیمار شدهاند. داکتر میگوید سوءتغذیه دارند. وقتی میبینم اولادهایم گرسنهاند و مریض، قلبم میسوزد.»
بهشته، دیگر باشندهی کابل، وضعیت مشابهی دارد. او مادر پنج فرزند است و میگوید در گذشته همسرش در یکی از نهادهای خارجی کار میکرد؛ اما از چهار سال پیش بیکار شده است. خانوادهی او همهی پساندازشان را خرج کرده و اکنون برای تهیهی ابتداییترین نیازها نیز پولی ندارند.
به گفتهی بهشته، سه فرزندش شیر به شیر به دنیا آمدهاند و به مواد غذایی قوی نیاز دارند؛ اما فقر این توان را از آنان گرفته است.
او پس از مراجعه به پزشک متوجه شده که خودش و فرزندانش به سوءتغذیه مبتلا هستند؛ اما توان خرید گوشت، میوه و سبزی را ندارد: «بچههایم شیر به شیر بودند، نتوانستم برایشان غذای درست بگیرم. شوهرم بیکار است. حالا گاهی برای خرید یک نان خشک هم مشکل داریم.»
در میان روایتهای تلخ، وضعیت زنان سرپرست خانواده از همه دشوارتر است. لیلا، زنی که همسرش را از دست داده، اکنون تنها نانآور خانوادهاش است. او با چشمانی پر از اشک میگوید که برای یافتن کار بسیار تلاش کرده؛ اما در شرایطی که اکثر فرصتهای شغلی برای زنان از بین رفته، هیچ جایی حاضر نیست او را استخدام کند.
لیلا فرزندانش را به مرکز درمانی برده و پزشکان تشخیص دادهاند که آنان دچار سوءتغذیه شدهاند. او میگوید: «گاهی برای خرید نان خشک هم مجبور میشوم به کمکهای همسایه یا بستگان رو بیاورم.»
بر اساس یافتههای برنامهی جهانی غذا، زنان سرپرست خانوار در افغانستان بیش از دیگران از بحران انسانی متاثر شدهاند. دوسوم آنان حتا توان خرید ابتداییترین مواد خوراکی را ندارند و وابسته به کمکهای بشردوستانهاند.
برنامهی جهانی غذا گزارش داده که به دلیل فقر و بحران اقتصادی، بیش از چهار میلیون و ششصد هزار مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیه دستوپنجه نرم میکنند. این نهاد هشدار داده که ناامنی غذایی در سطح بحرانی باقی مانده و احتمالاً روند سوءتغذیه در سالهای آینده افزایش خواهد یافت.
انتظار میرود که دستکم سه میلیون و پانصد هزار کودک زیر پنج سال و یک میلیون و ۲۰۰ هزار مادر باردار و شیرده به درمانهای فوری و نجاتبخش نیاز پیدا کنند.
از سوی دیگر، سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بیش از ۲۲ میلیون تن –معادل نیمی از جمعیت افغانستان– برای ادامهی زندگی به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند.
فقر در افغانستان یک چرخهی معیوب است که زنان بیشتر از همه در آن گیر افتادهاند. از یک سو، ممنوعیت کار و محدودیتهای اجتماعی فرصتهای اقتصادی را از زنان گرفته است. در سوی دیگر، مردان خانواده نیز به دلیل رکود اقتصادی یا بیکار اند و یا با دستمزد ناچیز کار میکنند؛ درآمدی که نمیتواند حتا هزینهی نان شب را تامین کند.



