زنان بلخی، در جستوجوی لقمهای نان؛ گذران روزگار با کشمشپاکی
لیدا بارز
فصل زمستان از راه رسیده است؛ هوای هر روز شهر مزارشریف، ابری و بارانی است. گاهی سرما و آلودگی هوا تا حدی غبارآلود میشود که نفس کشیدن سخت میشود. کوچههای منطقه «دشتشور» پر از گِل و لای است، گویی طبیعت نیز از رنجهای مردم این دیار خسته است. سمیه، با زحمت و گامهایی سنگین، کراچی پر از کشمش را به خانه میبرد تا با پاک کردن چوبکها و خرابیها، اندکی از بار زندگیاش را سبک کند. در مسیر، نفسهایش قطع میشود و در گوشهای از کوچه میایستد تا کمی آرام بگیرد. در همین لحظه، با چهرهای خسته و نگاهی نگران میگوید: «اگر کشمشپاکی نکنم، روزگار نمیگذرد. کودکانم گرسنه هستند و خمیر در داش میماند. پولی برای کرایه داش ندارم».
سمیه، نام مستعار کارمند پیشین بخش صحت در ولایت بلخ است. او ۳۵ ساله و مادر سه فرزند میباشد. با بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت، شغل خود را از دست داد. به دلیل شرایط دشوار اقتصادی و برای فراهم کردن نیازهای مالی خانوادهاش، به همراه دو دخترش که هر دو دانشآموز هستند، در خانه کشمش پاک میکند.
او وضعیت اقتصادی خانوادهاش را شکننده توصیف کرده و در مورد شوهرش، که مانند بسیاری از مردان افغانستانی قادر به فراهم کردن نفقه در دوران حکومت طالبان نیست، چنین میگوید: «او کارگر روزمزد است. گاهی یک هفته کار میکند؛ اما بعد از آن دو یا سه هفته بیکار میشود. کارگری که در بهترین حالت روزانه حتا نمیتواند ۳۰۰ افغانی درآمد داشته باشد».
وزارت اقتصاد طالبان، در چهارم جدی ۱۴۰۱، در مکتوبی به نهادهای غیردولتی داخلی و خارجی دستور داد تا فعالیتهای کارکنان زن را تا اطلاع بعدی به حالت تعلیق درآورند.
در آن زمان، سمیه در یکی از نهادهای مددرسان بینالمللی که تمایلی به افشای نام آن نداشت، به ارایهی خدمات بهداشتی به زنان و کودکان در روستاهای شهر مزارشریف، مشغول بود. اکنون، او کشمشپاکی را تنها راه درآمد خانوادهاش میداند و میگوید: «تا حدود ساعت ۱۱ شب کشمش پاک میکنیم؛ اما درآمد آنقدر کم است که برای تهیه مخارج زندگی کافی نیست. واقعا چارهای نداریم. چه کار دیگری از دست ما ساخته است؟»
کارخانههای بزرگ تولیدی، کشمش را از طریق نمایندههای محلی به سمیه و زنان دیگر پخش و توزیع میکنند. رانندهها به سمیه میرسانند. سمیه، در کنار ۲۰ زن دیگر در این منطقه مشغول کشمشپاکی است. کارخانهها هر هفته حدود ۲۰ تا ۳۰ کارتن کشمش ارسال میکنند. زنان، چوبکها و خرابیهای کشمش را جدا کرده و پس از آن تماس میگیرند تا کشمشهای پاک شده را برای انتقال آماده کنند.
در واقع، کشمشها میان زنان همسایه توزیع میشود. از هر کارتن که حدود ۵۰ کیلو کشمش در آن است، شرکت ۲۷۰ افغانی میپردازد. سمیه، ۲۰ افغانی از این مبلغ را به عنوان دستمزد خود دریافت میکند، در حالیکه ۲۵۰ افغانی باقیمانده برای کسانی است که یک کارتن کشمش را پاک کرده باشند.
مسوول توزیع و پخش کشمش میافزاید: «بیشتر خانوادهها فقیر هستند. آنان تا ساعت ۱۱ شب کشمش را پاک میکنند. من نیز در کنار توزیع کشمش، خودم هم آن را پاک میکنم تا بتوانم هزینههای روزمره مانند خرید کچالو، پیاز، یا پول نان خشک و صابون را تهیه کنم».
بیکاری و وضعیت اقتصادی نگران کننده سبب شد که نازگل، ۲۷ ساله، نیز به کشمشپاکی روی آورد. او در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان چنین میگوید: «شوهرم روزانه به سر چوک میرود و عصر با دست خالی به خانه برمیگردد. ماهانه ۱۵۰۰ افغانی برای کرایه خانه و مقداری نیز برای پرداخت بیل برق و آب میدهیم. چون کار نیست، همین مبلغ هم برای ما سنگین تمام میشود. مجبورم کشمش پاک کنم تا حداقل نان خشک تهیه کنیم».

نازگل، روزانه میتواند حدود یک سیر کشمش را در ازای ۳۰ افغانی پاک کند. او میگوید: «خواهرک، به سختی میتوانم هفت کیلو کشمش را از صبح تا شب پاک کنم. خیلی خستهکننده است. حتا بیحوصله میشوم و سردرد میگیرم؛ اما چارهای نیست».
مردم منطقه «دشت شور» مزارشریف، اغلب در خانههای فرسوده و رنگورفته زندگی میکنند. بیشتر زنان که در این گزارش صحبت کردهاند، در خانههای کرایی بهسر میبرند. شوهران آنان بیکار هستند و وضعیت اقتصادیشان ضعیف است.
در جمعی از زنان که به صورت دایرهای نشستهاند، ضیاءگل ۲۲ ساله، پیشقدم میشود و در گفتوگویی میگوید که در دوران کودکهمسر شده و اکنون مادر یک فرزند هفت ساله است.
وضعیت زندگی خود را سرسامآور میداند. شوهرش بیکار و سنخورده است و جز کارگر روزمزد بودن هنری نمیداند. او در کنار سمیه و نازگل و دیگر زنان، کشمشپاکی میکند تا به گفتهی خودش «روزگار» بگذراند.
ضیاءگل، در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان، میافزاید: «در قشلاق بودیم که ۱۵ ساله عروسی کردم. حتا نتواستم مکتب بروم. اکنون وضعیت زندگی خراب است. از چای صبح تا ساعت ۱۱ شب، فقط کشمش پاک میکنم. شوهرم سنش بالا رفته و دیگر نمیتواند کارهای شاقه انجام دهد».
خم شدن بر روی پارچهای که کشمشها برای پاک کردن روی آن ریخته شده، باعث شده که ضیاءگل به خمیدگی شانههایش عادت کند. او سه سال است که کشمشپاکی میکند.
ولایت بلخ، یکی از مناطق کلیدی افغانستان است که در تولید و صادرات میوههای خشک در سطح کشور و بازارهای منطقه رقابت میکند. در کنار سایر میوههای خشک، کشمش یکی از عمدهترین صادرات این ولایت محسوب میشود.
شرکتهای تولیدی کشمشها را از ولسوالیها و حتا ولایتهای همجوار مانند فاریاب، سرپل و سمنگان جمعآوری کرده، سپس در مزارشریف پاک، بستهبندی و صادر میکنند.
زنان ساعتهای زیادی را صرف کشمشپاکی میکنند؛ اما از پول ناچیز آن شکایت دارند و میگویند که این درآمد بسنده و منصفانه نیست. آنان حتا نمیتوانند دستمزد خود را بهموقع دریافت کنند. سمیه میافزاید: «پول را ماهانه دریافت میکنیم. در طول ماه از همه دکانهای محل قرض میگیریم. وقتی در پایان ماه دستمزد ما میرسد، حتا نمیتوانیم نصف قرضهای دکانها را پرداخت کنیم. هر روز زندگیمان از دست میرود و همچنین درگیر مشکلات هستیم».



