خانوادههای سربازان به غیر از غم نان دنبال حفظ پاک دامنی

از وضعیت تلخ و نگران کننده افغانستان بدون شک همه رنج میبرند اما هستند کسانی که سهم بیشتری از این رنج دارند و آن خانوادههای سربازان و کسانی اند که اعضای خانواده شان در نهادهای امنیتی کار میکنند.
سربازان در افغانستان از همهجا مانده ترین افراد اجتماع هستند که بیکاری وادار شان کرده تا مرگ را به گونه دیگری بپذیرند.
خانوادههای نیروهای امنیتی بدون شک هر روز در یک بخشی این سرزمین با جسد فرزند شان رو به رو میشوند و بدون شک روزی نیست که مادر سربازی خبر مرگ پسرش او را از پا نیندازد.
اما با این همه هنوز هم آنها برای حفظ جان مردم به اصطلاح عام سر میدهند و سنگر نه.
میدانیم که اکثر سربازان در کشور همین اکنون در دورترین و خطرناک ترین نقاط افغانستان رو در رو با طالبان و دهها گروه دیگر میجنگند. این افراد بیپروا به آن که تا چه اندازه فساد در ادارههای امنیتی به شیوههای گوناگون سبب مرگ میشوند، میزرمند.
با این حساب نیروهای امنیتی هم کسانی هستند که بیشترین تاوان ناکارایی و فساد در حکومت وحدت ملی را میپردازند.
اما آن چه که بعد از مرگ این سربازان برای خانوادهی شان میماند به جز اندوه سرگردان های بیشمار و مشکلات فراوان هم است . مشکلاتی که گاهی به شدت تکان دهنده می باشد.
مساله فساد در ادارههای دولتی به کسی پنهان نیست اما اوج فساد در ادارههای امنیتی هم موضوعی است که هرازگاهی سر و صدا بلند میکند. چه این صدا حتا از جانب اشرف غنی رییس جمهور در حکومت وحدت ملی باشد یا جان ساپکو سر مفتش سیگار در افغانستان.
گزارشهای سیگار اما همواره تکان دهنده ترین موضوعات را مطرح کرده، موضوعی که گاهی نه تنها اوج فساد در ادارههای حکومت وحدت ملی را که بلکه اوج جنایت و بربریت را هم نشان میدهد.
یکی از رسانههای افغانستان نوشته که در تازه ترین گزارش سیگار که به نشر رسیده، گذشته از مساله فساد در ادارههای دولتی به یک موضوع وحشتناک دیگر نیز پرداخته و آن سوءاستفاده از بیوه زنان سربازانی است که در جنگها کشته شده اند.
این نشریه به نقل از گزارش سیگار نوشته: “شماری از بیوههای سربازان افغان در بدل گرفتن معاش تقاعدی همسران شان که در جنگ جان شان را از دست داده اند از سوی مقامات مورد استفاده جنسی قرار گرفته اند.”
پیش از این هم شکایت از سرگردانی خانوادههای نیروهای امنیتی که در جنگ قربانی شده بودند به نشر رسیده بود که همهگان از آن اگاه بودند اما حالا روی دیگر سکه نشان می دهد که چقدر آن معضل توانسته است ریشهی خود را این گونه هم چون زخم ناسور به بدن خانوادههای این جان باخته گان بدوانند.
مسالهای که بدون شک باید حداقل استعفا اعضای بلند پایه نهادهای امنیتی را در پیداشته باشد.
بدون شک این موضوع به گونهای نیست که پنهان مانده باشد و اگر هم مانده باشد ضعف وحشتناک سران نهادهای امنیتی را نشان میدهد.
از سوی دیگر باید این مساله بررسی شود که کسانی که مسوولیت در این بخش دارند چطور میتوانند به راحتی دست به همچون کاری بزنند و پشتوانهای شان چه کسی است؟
میدانیم در حکومت وحدت ملی فساد وجود دارد، میدانیم که سران حکومت وحدت ملی در مهار کردن مشکلات به شدت ناکام بوده اند و هم میدانیم که هیچ گونه دست آورد آن چنانی این حکومت نداشته است. اما در کنار آن اگر این مساله واقعیت داشته باشد که هرچند با در نظرداشت شرایط پیشین خانوادههای سربازان کشته شده دور از واقعیت هم نیست. سران حکومت وحدت ملی باید، برای یک بار هم که شده دست به کار شوند و به این مساله رسیدگی کنند.
در تمام کشورهای جهان به خانواده کسانی که برای دفاع از خاک و کشورشان جان خود را از دست میدهند بهترین فرصتها فراهم میشود اما این جا در سایه یک کشوری با نام اسلامی و شعار اسلامی و غیرت و هزار چیزهای دیگر این گونه جنایت وحشتناک رخ میدهد، موضوعی که نباید از کنار آن ساده گذاشت.
نویسنده: کتایون اعظمی



