«زنان در برابر خشونت بیپناه شدهاند»
یاسمن رها
گفتوگو با ظریفه سالنگی، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار
ظریفه سالنگی، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار که حدود دهسال میشود در زمینهی حقوق زنان و مسایل اجتماعی فعالیت دارد، میگوید که تضعیف نهادهای حمایتی، محدودشدن دسترسی زنان به عدالت و افزایش وابستهگی اقتصادی و اجتماعی آنان، زمینه را برای گسترش خشونت در برابر زنان و افزایش خطر زنکشی در افغانستان فراهم کرده است. او تاکید میکند که زنکشی در بسیاری موارد نتیجهی یک روند طولانی خشونت، تهدید و کنترل است و برای جلوگیری از آن، حمایت از زنان باید پیش از رسیدن خشونت به مرحله قتل آغاز شود.
یاسمن: طالبان در برابر افزایش قتل و خشونت در برار زنان چه مسوولیتی دارند؟
سالنگی: هر مقام یا ساختار حاکم مسوول تامین امنیت مردم و تضمین دسترسی آنان به عدالت است. بنابراین، در شرایط کنونی، مسوولیت اصلی تامین امنیت زنان، جلوگیری از خشونت و رسیدگی به عاملان آن بر عهدهی مقامهای حاکم در افغانستان است. این مسوولیت تنها به مجازات پس از قتل محدود نمیشود؛ پیشگیری، ایجاد سازوکارهای شکایت، حمایت از زنان در معرض خطر و تضمین دسترسی برابر به عدالت نیز بخشی از آن است. وقتی دسترسی زنان به عدالت محدود شود، امنیت آنان نیز آسیب میبیند.
یاسمن: برخورد طالبان با عاملان قتل زنان را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این برخوردها بازدارنده بوده است؟
سالنگی: برای این که برخورد با قتل زنان واقعاً بازدارنده باشد، باید چند اصل وجود داشته باشد: تحقیق شفاف، محاکمه عادلانه، مجازات قانونی و مهمتر از همه، حمایت از قربانیان و شاهدان. مشکل این است که صرف اعلام مجازات برای چند مورد، بدون ایجاد یک سیستم قابل اعتماد و قابل دسترس برای همه زنان، نمیتواند مشکل را ریشهای حل کند. از نگاه من، بازدارندگی زمانی ایجاد میشود که فردی که زن را تهدید یا مورد خشونت قرار میدهد، بداند که حتماً پاسخگو خواهد بود؛ نه این که احتمال دهد میتواند با فشار خانواده، واسطهگری یا سکوت قربانی از مسوولیت فرار کند.
یاسمن: آیا زنان و خانوادههای قربانیان در شرایط کنونی دسترسی واقعی به عدالت دارند؟
سالنگی: دسترسی واقعی به عدالت برای زنان بسیار محدود شده است. وقتی دربارهی قتل زنان صحبت میکنیم، باید قبل از آن دربارهی حق یک زن برای شکایت، حق او برای دریافت حمایت و حق او برای دسترسی به عدالت صحبت کنیم. در حالی که در وضعیت فعلی افغانستان، خانههای امن بسته شده، نهادهای حامی حقوق زنان اجازهی فعالیت ندارند و حتا وکیلهای زن از وظایفشان برکنار و فراری شدهاند؛ پس هیچ دسترسی به عدالت وجود ندارد.
یاسمن: نبود سازوکارهای موثر برای حمایت از زنان خشونتدیده چه پیامدهایی برای امنیت آنان دارد؟
سالنگی: پیامد آن بسیار جدی است. زنی که میداند پس از شکایت ممکن است جایی برای رفتن نداشته باشد، حمایت حقوقی نگیرد یا حتا با فشار خانواده مواجه شود، ممکن است اصلاً شکایت نکند.
این سکوت میتواند خشونت را ادامهدار کند. برای همین، مبارزه با زنکشی فقط با مجازات قاتل آغاز نمیشود؛ باید یک شبکهی حمایتی وجود داشته باشد که زن بتواند پیش از رسیدن خشونت به مرحلهی مرگ، از آن استفاده کند.
یاسمن: آیا مصونیت مرتکبان خشونت میتواند به افزایش قتل زنان منجر شود؟
سالنگی: بله. وقتی عامل خشونت تصور کند که مجازات نخواهد شد، ترس از قانون کاهش پیدا میکند. مصونیت میتواند یک پیام بسیار خطرناک به جامعه بدهد؛ این که خشونت در برابر زنان هزینه جدی ندارد. در مقابل، پاسخگویی و اجرای قانون میتواند این پیام را منتقل کند که جان و کرامت زنان قابل معامله نیست و هیچ فردی به دلیل نسبت خانوادگی یا جایگاه اجتماعی، بالاتر از قانون قرار ندارد.
یاسمن: زنی که از سوی همسر یا فرد دیگری تهدید به قتل میشود، از چه راههایی از خود محافظت کند؟
سالنگی: اول از همه باید تهدید را جدی بگیرد و آن را پنهان نکند. اگر امکان امنی وجود دارد، باید موضوع را با یک فرد قابل اعتماد در میان بگذارد و شواهد تهدیدها، پیامها یا تماسها را نگهداری کند.
اگر خطر فوری وجود دارد، مهمترین مساله فاصلهگرفتن از فرد تهدیدکننده و رفتن به یک مکان امن است. همچنین باید تا حد امکان از افراد یا نهادهای قابل اعتماد، سازمانهای حقوق بشری و شبکههای حمایتی کمک بگیرد.
البته باید توجه داشت که هیچ نسخه واحدی برای همه زنان وجود ندارد؛ شرایط هر زن متفاوت است و در افغانستان امروز، حتا درخواست کمک میتواند خودش خطرهایی داشته باشد. بنابراین تصمیم امنیتی باید بر اساس شرایط همان فرد و میزان خطر گرفته شود.
یاسمن: نهادهای حقوق بشری و جامعهی جهانی در برابر افزایش زنکشی در افغانستان چه مسوولیتی دارند؟
سالنگی: جامعهی جهانی نباید وضعیت زنان در افغانستان را به یک موضوع فراموششده تبدیل کند. نهادهای حقوق بشری باید موارد خشونت را مستند کنند، صدای قربانیان و خانوادههای آنان را به جهان برسانند و بالای مقامهای طالبان فشار وارد کنند که حقوق زنان را رعایت و مرتکبان خشونت را پاسخگو کنند.
در کنار آن، حمایت مالی و فنی از سازمانها و شبکههای مستقل زنان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از این شبکهها آخرین حلقه ارتباط زنان آسیبپذیر با خدمات و حمایت هستند.
یاسمن: برای جلوگیری از قتل زنان، چه اقدامهای فوری باید از سوی طالبان انجام شود؟
سالنگی: به نظر من چند اقدام ضروری است: نخست، ایجاد سازوکار واقعی و قابل دسترس برای شکایت و حمایت از زنانی که در معرض خشونت قرار دارند.
دوم، ایجاد یا احیای پناهگاهها و خدمات حقوقی، پزشکی و روانی برای زنان در معرض خطر.
سوم، تحقیق و رسیدگی جدی به موارد قتل و خشونت و جلوگیری از مصونیت عاملان.
چهارم، جمعآوری و انتشار آمار دقیق درباره خشونت و قتل زنان.
پنجم، حمایت از خبرنگاران و فعالان حقوق زنان تا بتوانند موارد خشونت را مستند کنند.
و در نهایت، جامعهی جهانی باید فشار حقوق بشری و دیپلماتیک خود را برای رعایت حقوق زنان ادامه دهد و در عین حال حمایت مستقیم از زنان و نهادهای مستقل آنان را افزایش دهد.
یاسمن: اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی برای زنان خواهد داشت؟
سالنگی: ادامهی این وضعیت میتواند نسلی از زنان و دختران را در شرایطی بزرگ کند که خشونت، تبعیض و محرومیت برایشان به امر عادی تبدیل شود. وقتی دختران از آموزش محروم باشند، زنان از کار کنار گذاشته شوند و دسترسی به عدالت محدود شود، وابستهگی و آسیبپذیری افزایش پیدا میکند.
اما من فکر نمیکنم که زنان در افغانستان تسلیم این وضعیت شدهاند. در پنج سال گذشته، زنان در افغانستان با وجود محدودیتها همچنان برای آموزش، کار و آزادی تلاش کردهاند. بنابراین، در کنار خطرات موجود، مقاومت و مطالبهگری زنان نیز همچنان ادامه دارد.
یاسمن: به نظر شما برای پایاندادن به خشونت در برابر زنان، مهمترین تغییر باید از کجا آغاز شود؟
سالنگی: به نظر من، تغییر باید از این باور آغاز شود که زن یک انسان مستقل و صاحب حق است، نه ملک خانواده، شوهر یا جامعه. تا زمانی که زندگی، انتخاب و آزادی یک زن متعلق به خودش دانسته نشود، خشونت ادامه خواهد داشت. اما تغییر فرهنگی بهتنهایی کافی نیست. باید قانون، عدالت، آموزش، استقلال اقتصادی و حمایت اجتماعی نیز در کنار آن قرار بگیرد.
من سالهاست با زنان و دخترانی روبهرو هستم که با وجود تمام محدودیتها هنوز برای حق تحصیل، کار و آزادی تلاش میکنند. به همین دلیل باور دارم که پایان خشونت در برابر زنان فقط با تغییر قوانین یا تغییر حکومتها اتفاق نمیافتد؛ بلکه زمانی ممکن میشود که جامعه به این نقطه برسد که هیچ خشونتی در برابر زن قابل توجیه نیست و هیچ زنی نباید برای زندهماندن، آزادی و کرامت انسانی خود مبارزهای تنها داشته باشد.



