زخم‌هایی فراتر از اعتیاد؛ زنانی که پس از ترک برای فرصت دوباره می‌جنگند

گزارش‌گر: مهتاب | ویراستار: آی‌نور سعیدپور

صبح زود است و راه‌روهای مرکز ترک اعتیاد زنان در بدخشان هنوز آرام. در یکی از اتاق‌ها، زنی کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کند. لب‌خند آرامی بر لب دارد؛ لب‌خندی که به گفته‌ی خودش، چند سال پیش تصورش هم برایش ممکن نبود. او یکی از زنانی است که تصمیم گرفته گذشته را پشت سر بگذارد و زندگی تازه‌ای آغاز کند. اما برای او و زنانی مانند او، ترک اعتیاد پایان مشکلات نیست؛ آغاز مبارزه‌ای دیگر برای بازگشت به زندگی، خانواده و جامعه است.

بی‌بی‌گل، مادر سه فرزند، یکی از زنانی است که اکنون دوره‌ی درمان را در مرکز ترک اعتیاد زنان در بدخشان سپری می‌کند. او می‌گوید اعتیاد به مواد مخدر از طریق شوهرش وارد زندگی او شد. «شوهرم مواد مصرف می‌کرد. یک روز که خیلی مریض بودم و از درد و بی‌خوابی رنج می‌بردم، گفت اگر کمی از این مواد استفاده کنم، آرام می‌شوم. اول قبول نکردم، اما با اصرار او مصرف کردم و کم‌کم خودم هم معتاد شدم.»

او، می‌گوید مشکلات اقتصادی، تنش‌های خانوادگی و فشارهای روانی باعث شد مصرف مواد برایش به راهی برای فرار از واقعیت تبدیل شود. «وقتی مواد مصرف می‌کردم، برای چند ساعت دردهایم را فراموش می‌کردم، اما نمی‌دانستم که زندگی‌ام را نابود می‌کنم.»

وقتی خانواده از اعتیاد او باخبر شدند، برخی سرزنشش کردند و حتا مدتی از او فاصله گرفتند؛ اما مادرش تنها کسی بود که امیدش را از دست نداد. «مادرم مرا تشویق کرد به مرکز درمان بیایم. اگر حمایت او نبود، شاید هیچ‌وقت تصمیم به درمان نمی‌گرفتم.»

بی‌بی‌گل حالا امیدوار است پس از پایان دوره درمان، آینده متفاوتی برای خود و فرزندانش بسازد. «امروز احساس می‌کنم دوباره زنده شده‌ام. رابطه‌ام با فرزندانم بهتر شده و تلاش می‌کنم مادری باشم که آن‌ها به او افتخار کنند. فقط می‌ترسم اگر دوباره به همان شرایط گذشته برگردم یا کار نداشته باشم، امیدم را از دست بدهم.»

اما داستان همه زنان پس از درمان یک‌سان نیست. برای برخی، بازگشت به زندگی عادی و پذیرفته‌شدن دوباره در جامعه، به اندازه خود درمان دشوار است.

گل‌شاه، یکی دیگر از باشندگان بدخشان که دوره ترک اعتیاد را سپری کرده است، می‌گوید ادغام دوباره در جامعه و بازگشت به زندگی عادی، برای او حتا دشوارتر از سپری‌کردن دوره درمان بوده است. «هیچ‌کس به من اعتماد نداشت و خودم هم امید زیادی نداشتم. اما با یادگرفتن خیاطی و کارکردن، کم‌کم روی پای خود ایستادم. حالا با درآمد خودم زندگی‌ام را می‌گذرانم و احساس می‌کنم دوباره ارزشم را پیدا کرده‌ام.»

او می‌گوید هنوز هم برخی افراد او را با گذشته‌اش قضاوت می‌کنند، اما حمایت شماری از اطرافیان به او کمک کرده است تا دوباره به زندگی برگردد. «بعضی‌ها هنوز مرا با گذشته‌ام قضاوت می‌کنند، اما کسانی هم هستند که تغییرم را دیده و فرصت دوباره داده‌اند. امیدوارم روزی جامعه به زنان بهبودیافته بیشتر اعتماد کند.»

به باور گل‌شاه، داشتن شغل یکی از مهم‌ترین عوامل در بازگشت زنان به زندگی عادی و حفظ دستاوردهای درمان است. «وقتی کار می‌کنم، احساس مفیدبودن دارم و ذهنم درگیر گذشته نمی‌شود. اگر کار نداشتم، شاید دوباره ناامید می‌شدم.»

درمان، پایان راه نیست

شماری از روان‌شناسان، می‌گویند که درمان اعتیاد تنها به قطع مصرف مواد محدود نمی‌شود و زنان پس از ترک، به حمایت‌های روانی و اجتماعی نیز نیاز دارند.

حسنا، روان‌شناس مرکز ترک اعتیاد زنان بدخشان، می‌گوید بسیاری از زنانی که به این مرکز مراجعه می‌کنند، افزون بر اعتیاد، با مشکلات روانی و اجتماعی دیگری نیز روبه‌رو هستند. «بیش‌تر این زنان از افسردگی، اضطراب، خشونت خانوادگی، فقر و کاهش اعتمادبه‌نفس رنج می‌برند. بسیاری احساس می‌کنند دیگر راهی برای بازگشت به زندگی ندارند.»

او فشارهای روانی، خشونت خانوادگی، مشکلات اقتصادی، اعتیاد همسر یا اعضای خانواده و مصرف نادرست برخی داروهای آرام‌بخش را از جمله عامل‌هایی می‌داند که می‌تواند زنان را در معرض اعتیاد قرار دهد.

به گفته‌ی او، نبود حمایت خانواده، بی‌کاری و نگاه منفی جامعه نیز می‌تواند روند بازگشت زنان به زندگی عادی پس از درمان را دشوارتر کند. «اگر زنان پس از ترخیص به آموزش‌های حرفه‌ای، مشاوره، فرصت‌های شغلی و حمایت خانواده دست‌رسی داشته باشند، حفظ روند بهبودی برای آنان آسان‌تر می‌شود.»

خانواده؛ نخستین پناه

بازگشت فرد بهبود‌یافته به زندگی عادی، تنها مسوولیت خود او نیست. خانواده نیز، در این مسیر نقش مهمی دارد؛ نقشی که گاهی می‌تواند میان بازگشت به زندگی و فرو رفتن دوباره در ناامیدی تفاوت ایجاد کند.

یکی از اعضای خانواده گل‌شاه می‌گوید اعتیاد او تنها زندگی خودش را تغییر نداده بود، بلکه بر تمام اعضای خانواده تأثیر گذاشته بود. «مادرم شب‌ها از نگرانی خواب نداشت و فرزندانش از نبود محبت مادر رنج می‌بردند. علاوه بر آن، حرف‌های مردم فشار روحی زیادی بر خانواده وارد می‌کرد.»

او می‌گوید با وجود هزینه‌های درمان و ناامیدی برخی اطرافیان، خانواده تصمیم گرفت از گل‌شاه حمایت کند. «امروز هم کنار او هستیم، چون باور داریم اگر خانواده حمایت کند، بازگشت به زندگی برای او آسان‌تر می‌شود.»

اعتیاد تنها بر روابط خانوادگی و وضعیت اجتماعی زنان تاثیر نمی‌گذارد؛ سلامت جسمی آنان نیز می‌تواند آسیب ببیند.

داکتر نسرین، کارمند صحی در بدخشان، می‌گوید زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد ممکن است با مشکلاتی مانند سوءتغذیه، کم‌خونی، ضعف جسمی، بیماری‌های عفونی و مشکلات روانی روبه‌رو شوند.

او می‌افزاید که ترس از قضاوت، مشکلات اقتصادی و محدودبودن خدمات ویژه زنان باعث می‌شود برخی زنان درمان را دیر آغاز کنند. به باور او، گسترش مراکز درمانی ویژه‌ی زنان، تقویت خدمات مشاوره، ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش آگاهی خانواده‌ها می‌تواند به بازگشت موفق زنان به جامعه کمک کند.

با این حال، برای زنانی مانند بی‌بی‌گل، آینده هنوز با پرسش‌های زیادی همراه است. ترک مواد برای او گامی بزرگ بوده، اما پس از آن باید دوباره اعتماد خانواده را بسازد، رابطه‌اش را با فرزندانش ترمیم کند و برای داشتن درآمد و زندگی مستقل راهی پیدا کند.

او هنوز از بازگشت به شرایط گذشته می‌ترسد؛ از روزهایی که درد، فقر و فشارهای خانوادگی او را به مصرف مواد کشاند. اما این بار می‌گوید تنها نیست. مادرش را دارد، فرزندانش را دارد و مهم‌تر از همه، امیدی را دارد که زمانی از دست داده بود.

صبح هم‌چنان در مرکز ترک اعتیاد زنان بدخشان آرام است. بی‌بی‌گل دوباره کنار همان پنجره ایستاده است؛ اما این بار به گذشته نگاه نمی‌کند. چشم‌هایش به بیرون است و به زندگی‌ای که می‌خواهد برای خود و سه فرزندش بسازد.

شاید ترک اعتیاد برای او پایان یک راه نباشد؛ اما می‌تواند نخستین قدم برای ساختن زندگی‌ای باشد که سال‌ها فکر می‌کرد دیگر سهمی از آن ندارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا