پشت برگههای آزمون صنف ششم؛ دخترانی که نگران آیندهیشان اند
حدیث حبیبیار
برای شماری از دختران دانشآموز در هرات، آزمون چهارونیمماههی صنف ششم تنها سنجش آموختههای درسی نیست؛ بلکه با نگرانی از آیندهی آموزشی آنان گره خورده است. دخترانی که سالها برای رسیدن به صنفهای بالاتر تلاش کرده، اکنون در کنار کتاب و قلم، نگران اند که پس از پایان صنف ششم، آیا فرصت ادامهی آموزش را خواهند داشت یا نه.
شبنم، ۱۲ساله و دانشآموز صنف ششم در هرات است. او، اکنون در سومین روز آزمون چهارنیمماههی مکتب قرار دارد. شبنم هر روز درسهایش را مرور میکند، برای آزمون آماده میشود و تلاش دارد مانند سالهای گذشته نمرههای خوبی به دست بیاورد؛ اما فکر روزهای پس از پایان صنف ششم، آرامش او را گرفته است.
او میگوید از نخستین روزهای مکتب، همیشه آرزو داشت به صنفهای بالاتر برود و آن قدر تلاش کند تا روزی خبرنگار شود. برای رسیدن به این مرحله، سالها درس خوانده، شبها برای آزمون آماده شده و تلاش کرده است، اما اکنون نمیداند پس از پایان این آزمون، آیا دوباره فرصت نشستن پشت میز مکتب را خواهد داشت یا نه. «من برای درس خواندن خیلی تلاش میکنم. حتا هنوز مکتب نشده بودم که حروفهای الفبا را نزد پدرم آموختم. شبها درس میخوانم و آرزو دارم روزی به هدفهایم برسم، اما نمیدانم بعد از صنف ششم چه اتفاقی میافتد.»
این دانشآموز، میگوید در روزهای آزمون، نگرانی او تنها پاسخدادن به پرسشهای برگهی آزمون نیست؛ بلکه بیشتر به آیندهای فکر میکند که برای بسیاری از دختران همسن او با پرسشهای بیپاسخ همراه شده است. او میافزاید که کتابهای درسی برایش فقط چند صفحهی کاغذ نیستند، بلکه راهی برای رسیدن به آرزوهایی است که اکنون با خطر توقف روبهرو شدهاند. «وقتی کتابهایم را باز میکنم، به آیندهام فکر میکنم. میخواهم ادامه بدهم و چیزهای بیشتری یاد بگیرم، اما ترس از اینکه شاید دیگر نتوانم به مکتب بروم، همیشه همراهم است.»
شبنم در حالی برای آخرین آزمون صنف ششم آماده میشود که میگوید بسیاری از همصنفیهایش نیز همین نگرانی را دارند؛ دخترانی که با شوق به مکتب آمدهاند، اما اکنون نمیدانند مسیر آموزشیشان پس از پایان این دوره چگونه ادامه خواهد یافت.
در سوی دیگر، ستایش، دانشآموز ۱۱سالهی صنف ششم در هرات نیز، روزهای مشابهی را تجربه میکند. او در حال آمادهشدن برای آزمون چهارنیمماهه است؛ آزمونی که برای او تنها یک آزمون درسی نیست، بلکه آیندهی آموزشیاش را با ابهام روبهرو کرده است.
ستایش، میگوید از کودکی به درس خواندن و آموزش علاقهمند بوده و همیشه تلاش کرده در درسهایش نمرهی برتر را بگیرد. او هر بار که کتابهایش را باز میکند، به روزهایی فکر میکند که بتواند در صنفهای بالاتر درس بخواند و برای رسیدن به هدفهایش تلاش کند. «آرزو داشتم هر سال به صنف بالاتر بروم و درس بخوانم. نمیخواهم تلاشهایی که کردم همینجا تمام شود. نمیخواهم به جرم دختر بودن از آموزش محروم شوم».
او، میافزاید که آمادهشدن برای آزمون برایش اهمیت دارد، اما نتیجهی این آزمون زمانی برای او معنا خواهد داشت که بتواند مسیر آموزش خود را ادامه دهد. به گفتهی ستایش بسیاری از دختران دانشآموز مانند او، با وجود علاقه به یادگیری، نگران آیندهی خود استند. «امتحان میدهم تا نشان بدهم که درس خواندهام، اما بزرگترین خواستهام این است که اجازه داشته باشم در صنف هفتم بروم و درس بخوانم تا روزی به آرزوهایم برسم.»
نگرانی این دانشآموزان تنها به خود آنان محدود نمیشود؛ خانوادههای آنان نیز، میگویند که سالها برای آموزش دخترانشان تلاش کرده و اکنون نگران آیندهی فرزندان خود استند. آنان، میگویند که دخترانشان تنها برای گرفتن نمره درس نمیخوانند، بلکه آموزش را راهی برای ساختن آیندهی بهتر میدانند.
مادر شبنم، میگوید که دیدن نگرانی دخترش برایش دشوار است؛ دختری که به گفتهی او از کودکی با علاقه به مکتب رفته و اکنون دربارهی ادامهی آموزش خود پرسشهای زیادی دارد. «دخترم همیشه با علاقه درس خوانده است. ما میخواهیم او آینده داشته باشد و زحمتهای سالهای گذشتهاش بینتیجه نماند. افزون بر زحمتهای او تلاش و کارهای من و پدرش نیز به خاک یکسان نشود».
او، میافزاید که دختران باید مانند دیگر کودکان فرصت داشته باشند برای آیندهی خود برنامهریزی کنند و از حق آموزش برخوردار باشند. «آرزوی دختران ما فقط این است که درس بخوانند، چیزی یاد بگیرند و برای جامعهی خود مفید باشند. چیز بزرگی طلب نمیکنند و این حقی است که خداوند برای شان داده است».
در همین حال بنفشه، آموزگاری در هرات که نزدیک به ۲۰ سال تجربهی تدریس دارد، میگوید که نگرانی از آیندهی آموزشی دختران، تنها به دانشآموزان صنف ششم محدود نمیشود، بلکه بر دانشآموزان صنفهای پایینتر نیز تأثیر گذاشته است.
به گفتهی او، هر سال با نزدیکشدن پایان صنف ششم، پرسشهای دانشآموزان دربارهی ادامهی آموزش بیشتر میشود و بسیاری از آنان با اضطراب در آزمونهایشان شرکت میکنند. او میگوید: «تقریباً هر روز دانشآموزان از من میپرسند که آیا بعد از صنف ششم هم میتوانند به مکتب بروند یا نه. وقتی پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد، هم دانشآموزان و هم آموزگاران احساس نگرانی میکنند.»
این آموزگار، میافزاید که این وضعیت بر دانشآموزان صنفهای پایینتر تاثیر «بد و منفی» گذاشته است. به گفتهی او، دخترانی که هنوز در صنفهای سوم، چهارم و پنجم درس میخوانند، از همین اکنون دربارهی آیندهی خود نگران اند و بارها از آموزگاران میپرسند که آیا آنان نیز پس از رسیدن به صنف ششم از ادامهی آموزش باز خواهند ماند یا خیر؟ «وقتی دانشآموزی از همین حالا بداند که شاید نتواند پس از صنف ششم به آموزش ادامه دهد، طبیعی است که انگیزه و امیدش آسیب ببیند. با این حال، بسیاری از دختران هنوز با علاقه درس میخوانند و امیدوارند روزی دوباره بتوانند بدون محدودیت به آموزش خود ادامه دهند.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که پس از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، میلیونها دانشآموز دختر پس از پایان دورهی ابتدایی از ادامهی آموزش محروم شدهاند. این محدودیت که اکنون وارد پنجمین سال خود شده است، آیندهی آموزشی میلیونها دختر را در سراسر این کشور با ابهام روبهرو کرده است.



