روز جهانی زن؛ زنان در هرات با نخ و رنگ روایتی از مبارزه می‌‌سازند

حدیث حبیب‌یار

امروز هشتم مارچ، برابر با روز جهانی زن است. در بسیاری از کشورهای جهان در این روز از دست‌آوردها، نقش و تلاش‌های زنان قدردانی می‌شود؛ اما در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، این روز برای بسیاری از زنان یادآور محدودیت‌ها، آرزوهای ناتمام و فرصت‌هایی‌ست که از آنان گرفته شده است. در حالی که زنان در نقاط مختلف جهان از پیش‌رفت‌های خود سخن می‌گویند، شماری از زنان افغانستانی هنوز برای حق آموزش، کار و زندگی آزادانه مبارزه می‌کنند.

میترا، ۲۴ساله، یکی از همین زنان است. او کارآفرین و از دانش‌جویان رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی دانش‌گاه هرات بود؛ اما با ممنوعیت آموزش از سوی طالبان از ادامه‌ی تحصیل محروم شد. میترا که روزی رویای حضور در پارلمان و دفاع از حقوق مردم، به‌ویژه زنان را در سر داشت، اکنون به هنر خیاطی و نگین‌دوزی روی آورده است.

او می‌گوید که پس از بسته شدن دانش‌گاه‌ها، به‌جای قلم سوزن به دست گرفته است؛ تغییری که برایش نشانه‌ای از ناامیدی و شکست رویاهاست. «به‌جای قلم سوزن به دست گرفته‌ام و این برایم اوج ناامیدی و بدبختی است».

میترا، سال‌ها پیش پدرش را از دست داده و اکنون مسئولیت مراقبت از مادر بیمار خود را نیز بر دوش دارد. مادرش از بیماری‌های قلبی رنج می‌برد و نیاز به درمان دارد. او برای تأمین هزینه‌های زندگی و درمان مادرش، با تلاش شخصی و خودآموزی به هنر مهره‌دوزی و نگین‌کاری روی آورده است.

به گفته‌ی او، چهار سال است که تحت حاکمیت طالبان، وضعیت اقتصادی دشواری را تجربه می‌کند و بازار کارش نیز رونق چندانی ندارد. میترا می‌گوید در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان از روز زن برای تجلیل از دست‌آوردهای زنان استفاده می‌شود، در افغانستان حتا تحصیل و کار زنان نیز محدود شده است. «در کشورهای جهان در روز زن از دست‌آوردهای زنان تقدیر می‌شود؛ اما در کشور ما تحصیل و آموزش جرم است و حتا هنر خود را هم باید به‌صورت پنهانی به فروش برسانیم. همین که حرف‌زدن با دکان‌داران مرد جرم است، یک مانع بزرگ برای فروش محصولات و دست‌اورد‌های ماست».

میترا می‌گوید که سه برادر دارد و هرکدام پس از ازدواج جداگانه زندگی می‌کنند. اکنون تمام مسئولیت هزینه‌های زندگی، از جمله کرایه خانه، آب و برق و درمان مادرش بر دوش او است. او از بی‌توجهی خانواده نسبت به وضعیت مادرشان نیز گلایه دارد. «از پس همه چیز باید به تنهایی بر بیایم. مادرم عمرش را برای پسرانش صرف کرد؛ اما اکنون بیمار و درمانده است و حتا کسی احوالش را نمی‌گیرد. باید امروز با شاخه گلی می‌آمدند و قدردان زحمات مادر خود می‌بودند». 

او با وجود مشکل‌های اقتصادی، توانسته بود به دانش‌گاه دولتی راه پیدا کند و امید داشت روزی وارد پارلمان شود و از حقوق مردم دفاع کند؛ اما بسته‌شدن دانش‌گاه‌ها به روی دختران، این آرزو را نیمه‌تمام گذاشت. میترا می‌گوید که اکنون احساس می‌کند همه‌ی رویاهایش دفن شده است. «ما سال‌ها تلاش کردیم تا به کشور و مردم خود کمک کنیم؛ اما طالبان دورادور رویاها و تلاش‌های ما زنجیر بسته است. در کدام قسمت اسلام آمده که زن باید از تمام حقوق خود محروم باشد؟»

او با سرمایه‌ای اندک، تنها ۷۰۰ افغانی، کار نگین‌دوزی را آغاز کرده و تلاش کرده است تا دختران دیگری را نیز آموزش دهد. تاکنون پنج دختر جوان را در این زمینه آموزش داده؛ اما بسیاری از آنان به دلیل مشکل‌های اقتصادی و نبود حمایت مالی، نتوانسته ‌اند که کار خود را آغاز کنند. «دختران به‌د‌لیل محدودیت‌های طالبان نه به آموزش دست‌رسی دارند و نه به فرصت‌های کاری».

میترا می‌گوید که وضعیت اقتصادی خانواده‌ها سبب شده که بازار کار هنرهای دستی زنان نیز رونق نداشته باشد. به گفته‌ی او بسیاری از زنان توانایی پرداخت هزینه برای لباس‌های نگین‌دوزی شده را ندارند و بیش‌تر از لباس‌های دست‌دوم استفاده می‌کنند یا با هزینه‌ی اندک نیازهای خود را برطرف می‌کنند. «خودم درآمد زیادی ندارم، چه برسد به هنرجویانم که هیچ سرمایه‌ای برای شروع کار ندارند».

او می‌افزاید که برای کار روی یک پارچه‌ی دو متری، در هفته حدود پنج هزار افغانی هزینه می‌کند؛ اما در نهایت تنها با حدود پنج‌صد افغانی سود آن را به فروش می‌رساند. به گفته‌ی او، دکان‌داران در فروش کارهایش کمک می‌کنند؛ اما سود اصلی سهم آنان می‌شود. «تکه را به قیمتی که از من می‌خرند، دو برابر می‌فروشند».

با این حال، میترا باور دارد که زنان افغانستانی هم‌چنان برای زندگی و پیش‌رفت تلاش می‌کنند. او می‌گوید که طالبان از آزادی و توانایی زنان هراس دارند. «اگر طالبان از زن نمی‌ترسند، چرا او را آزاد نمی‌گذارند؟ باید بپذیریم که آن‌ها از مبارزه و توانایی زنان می‌ترسند».

نرگس که با ممنوعیت آموزش دختران از ادامه‌ی آموزش در صنف دهم مکتب محروم شده است. به گفته‌ی او پس از این ممنوعیت، خانواده‌اش تصمیم گرفتند او را به ازدواج وادار کنند. اکنون او در خانه‌ی شوهرش زندگی می‌کند؛ جایی که بیش‌تر روزهایش را با هنر نقاشی سپری می‌کند.

نرگس می‌گوید که از کودکی به نقاشی علاقه داشته و زمانی که هنوز به مکتب می‌رفت، بیش‌تر زمان فراغتش را صرف کشیدن طرح‌ها و نقاشی‌ چهره‌های زنان  می‌کرد. پس از ازدواج و محدود‌شدن زندگی اجتماعی‌اش، نقاشی تنها راهی شد که بتواند احساسات و دلتنگی‌هایش را بیان کند.

او بیش‌تر نقاشی‌هایش را در گوشه‌ای از اتاق کوچک خانه می‌کشد؛ جایی که بوم ساده، چند مداد رنگی و رنگ‌های محدود تنها ابزارهای کارش هستند. نقاشی‌هایش اغلب تصویر دخترانی را نشان می‌دهد که پشت پنجره‌ها ایستاده‌اند یا در فضایی بسته به بیرون نگاه می‌کنند؛ تصاویری که به گفته‌ی او بازتابی از احساسات درونی‌اش هستند.

نرگس می‌گوید که هنوز هم آرزو دارد روزی دوباره به مکتب برگردد و آموزش خود را ادامه دهد. او باور دارد که نقاشی برایش تنها یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای زنده نگه داشتن امیدهایش است. «وقتی نقاشی می‌کنم، احساس می‌کنم هنوز می‌توانم رویا داشته باشم».

او می‌گوید که زندگی‌اش پس از ازدواج بسیار تغییر کرده و بیش‌تر روزهایش به کارهای خانه می‌گذرد. با این حال، هر زمان که فرصتی پیدا کند، دوباره به سراغ قلم و کاغذ می‌رود تا طرحی تازه بکشد.

نرگس می‌افزاید که هنر می‌تواند صدای خاموش بسیاری از دختران افغانستانی  باشد؛ دخترانی که فرصت ادامه‌ی آموزش یا حضور در جامعه را از دست داده ‌اند. «وقتی نقاشی می‌کنم، حس می‌کنم می‌توانم حرف‌هایی را بزنم که شاید در زندگی واقعی اجازه گفتنش را ندارم».

نرگس به مناسبت روز جهانی زن می‌گوید که هر بار نام این روز را می‌شنود، به هم‌صنفی‌هایش فکر می‌کند که روزی در کنار هم در مکتب درس می‌خواندند و برای آینده برنامه داشتند. اکنون بسیاری از آنان مانند خودش از ادامه‌ی آموزش بازمانده ‌اند و برخی نیز مجبور به ازدواج زودهنگام شده‌ اند.

او ‌هم‌چنان باور دارد که اگر فرصت آموزش برای دختران فراهم باشد، آنان می‌توانند نقش مهمی در پیش‌رفت جامعه داشته باشند. نرگس می‌گوید دختران افغانستانی توانایی‌های زیادی دارند؛ اما محدودیت‌ها مانع شکوفایی استعدادهای آنان شده است. به گفته‌ی او، «دختران اگر فرصت داشته باشند، می‌توانند برای جامعه‌ی خود مفید باشند؛ اما وقتی مکتب بسته باشد، رویاهای ما هم کم‌کم خاموش می‌شود». 

نرگس می‌افزاید که نقاشی برایش تنها یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی‌ست برای زنده نگه داشتن امیدی که هنوز در دل دارد. او امیدوار است روزی رسد که دختران کشورش بتوانند بدون ترس و محدودیت درس بخوانند و برای آینده‌ی خود تصمیم گیرند.

در همین حال، شماری از فعالان حقوق زن نیز به مناسبت روز جهانی زن، از جامعه‌ی جهانی می‌خواهند که به وضعیت زنان در افغانستان، توجه جدی‌تری داشته باشد و برای بهبود شرایط آنان اقدام‌های عملی روی دست گیرد.

ترنم سیدی، فعال حقوق زن، می‌گوید که زنان افغانستانی در سال‌های اخیر با محدودیت‌های گسترده در زمینه‌های آموزش، کار و حضور اجتماعی روبه‌رو شده ‌اند و جامعه‌ی جهانی نباید در برابر این وضعیت سکوت کند. 

به گفته‌ی او، حمایت از زنان افغانستانی باید از سطح شعار فراتر رفته و به اقدام‌های عملی و مؤثر تبدیل شود.

هم‌چنان صنم کبیری، یکی دیگر از فعالان حقوق زن می‌گوید که هشتم مارچ برای زنان افغانستانی تنها یک روز نمادین نیست؛ بلکه یادآور مبارزه‌ای است که آنان برای دست‌یابی به ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود ادامه می‌دهند. او می‌گوید: «هشتم مارچ برای ما زنان افغانستانی روز فریاد عدالت است؛ روزی برای بلند کردن صدای زنانی که از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم شده ‌اند و با وجود شدیدترین محدودیت‌ها هم‌چنان در صف مبارزه ایستاده‌ اند».

به گفته‌ی او، نبود فرصت‌های کاری، افزایش فقر و محدودیت‌های گسترده سبب شده است که بسیاری از زنان با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شوند و موارد خشونت خانوادگی نیز افزایش یابد. او تأکید می‌کند که جامعه‌ی جهانی نباید وضعیت زنان تحت حاکمیت طالبان را به فراموشی بسپارد.

این فعال حقوق زن می‌افزاید که برای زنان در افغانستان، هشتم مارچ زمانی معنای واقعی خواهد داشت که آنان بتوانند در فضایی امن و بدون محدودیت از حق آموزش، کار و مشارکت اجتماعی برخوردار باشند. او می‌گوید: «بیایید هشتم مارچ را تنها به یک روز محدود نکنیم و هر روز در کنار زنان افغانستانی برای عدالت، کرامت انسانی و برابری بایستیم».

هشتم مارچ، روز جهانی زن، نماد مبارزه، تلاش و دست‌آوردهای زنان در سراسر جهان است. در بسیاری از کشورها این روز فرصتی‌ست برای قدردانی از نقش زنان در آموزش، سیاست، اقتصاد و جامعه، و نیز برای تجلیل از پیش‌رفت‌ها و دست‌آوردهایی که طی سال‌ها به دست آورده ‌اند. این روز هم‌چنان یادآور مبارزه‌ی طولانی زنان برای برابری، عدالت و حقوق انسانی است و فرصتی برای بازتاب صدای آنان در سطح جامعه و رسانه‌ها محسوب می‌شود.

اما در افغانستان، زنان و دختران در طول چهار سال اخیر با محدودیت‌های گسترده‌ای روبه‌رو بوده ‌اند. طالبان مکتب‌ها و دانش‌گاه‌ها را به روی دختران بسته ‌و فعالیت‌های اقتصادی و کاری زنان را محدود کرده ‌اند. این محدودیت‌ها نه تنها فرصت آموزش و اشتغال را از زنان گرفته، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای ایجاد کرده است؛ از جمله افزایش فقر خانوادگی، ازدواج‌های زودهنگام، و محرومیت از مشارکت در جامعه و تصمیم‌گیری‌های سیاسی. زنان افغانستانی هم‌چنان برای دست‌رسی به ابتدایی‌ترین حقوق خود مبارزه می‌کنند، در حالی که جهان گاه این محدودیت‌ها را نادیده گرفته است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا