روان زخمی نسل امروز؛ چگونه رواندرمانی امید را به دختران برمیگرداند؟
آینور سعیدپور و لیدا بارز
در افغانستانی که هر روز با محدودیتهای سیاسی، ناامنیهای اجتماعی و فشارهای روانی گسترده همراه است، سلامت روان نسل جوان بهویژه زنان و دختران به یکی از بحرانهای خاموش این کشور بدل شده است. در چنین فضایی، سازمان «زنان برای تغییر بینالمللی» برنامهای آنلاین را راهاندازی کرده و تلاش دارد روزنهای از امید، همدلی و حمایت را در میان این تاریکی جمعی زنده نگه دارد. این برنامه توانسته مسیر تازهای برای بیش از ۴۰۰ جوان باز کند و برای آنان برنامهی حمایت روانی ارائه میکند.
هانیه –نام مستعار-، یکی از مراجعهکنندگان این سازمان است. او در افغانستان زیر کنترل طالبان زندگی میکند؛ جایی که زندگیاش با حجم سنگینی از اضطراب، سردرگمی و نداشتن انگیزه گره خورده است. این وضعیت سبب شده که او جستوجوی برنامهای باشد که بتواند برایش مشورههای روانی ارائه کند.
او، روزهمرگیاش پیش از پیوستن به این برنامه را، این گونه روایت میکند: «بیشترین چالش من احساس اضطراب مداوم، بیانگیزگی و سردرگمی در مدیریت احساسات بود. در بعضی موقعیتها فکر میکردم توانایی کنترل فشارهای روزمره را ندارم و این موضوع روی روابط و اعتمادبهنفسم تأثیر گذاشته بود.»
هانیه، هر هفته در برنامهای آنلاینی شرکت میکند که یک روان درمان در مورد موضوعهای کلی با آنان صحبت میکند و همچنان با آنان جلسههای فردی برگزار میکند تا دربارهی مشکلهای شان به گونهی جدی و مفصل صحبت شود. او میگوید که مشکلهایش با پیوستن به این برنامه حل شده و اکنون به گونهی بهتر میتواند زندگی فردی و احتماعیاش را مدیریت کند.
راضیه -نام مستعار- تجربهای مشابه اما از جنس دیگری داشته است. او میگوید که وضعیت جاری سبب شده که با مشکلهای شدید روانی دستوپنجه نرم کند و همواره خودش را به عنوان بار اضافی در خانواده و جامعه میپنداشت. «قبل از پیوستن به برنامه حس اضافه بودن داشتم. بیتوجهی میدیدم، زود قضاوت میکردم و خیلی وقتها عصبانی میشدم. توقعم فقط این بود که راهنمایی شوم تا این رفتارها را تغییر بدهم.»
به گفتهی راضیه، درکنشدن از سوی دیگران و چالشهای اجتماعی و فرهنگی سبب شده که شدیدا احساس تنهایی کند و دچار رنج فزاینده شود. او میافزاید که پس از شرکت دوامدار در جلسههای رواندرمانی سبب شده که از این وضعیت را در زندگیاش مدیریت کند.
فضای امن؛ جایی که ترس از گفتن کم میشود
برای هانیه و راضیه، مؤثرترین بخش این برنامه «مشاوره فردی» بوده است. هانیه تأکید میکند که برای نخستینبار توانسته بدون ترس از قضاوت، دربارهی اضطرابها و احساساتش صحبت کند. او میگوید: «در جلسات فردی احساس میکردم فضای امنی دارم و میتوانم بدون قضاوتشدن حرف بزنم. این برایم خیلی مهم بود.» راضیه نیز، روایت مشابهی دارد: «مشاوره شخصی بیشترین تأثیر را گذاشت، چون بدون هیچ اخلالی میتوانستم مشکلم را بگویم و راهحل پیدا کنم.»
در کنار جلسات فردی، جلسات گروهی نیز برای آنان درک تازهای از «تنها نبودن» به همراه داشته است. هانیه میگوید: «وقتی شنیدم که دیگران هم مشکلات مشابه دارند، احساس تنهاییام کمتر شد. همدلی، نصف درمان است.» این ترکیب، مشاوره فردی، جلسات گروهی و آموزشهای روانی ساختار اصلی برنامه سلامت روان این سازمان است.
تغییرهای کوچک اما تعیینکننده
هانیه، میگوید که پس از شرکت در برنامه، تغییرهای ملموسی را در رفتار و احساساتش تجربه کرده است. او میافزاید که اضطرابش کاهش یافته، توانایی مدیریت استرسش بهتر شده و واکنشهای احساسیاش متعادلتر شده است. به گفتهی خودش، روابط خانوادگی و اجتماعیاش نیز بهبود یافته و اکنون با صبر و گوشدادن بیشتری با دیگران تعامل میکند. او با اطمینان میگوید که دید مثبتتری نسبت به خود پیدا کرده و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر رشد دارد.
راضیه نیز، تغییرهای خود را چنین روایت میکند: «صبرم بیشتر شده، کمتر قضاوت میکنم و درکم از دیگران زیاد شده است. حالا سعی میکنم از فرصتها استفاده کنم.»

برنامهای برای امید
حسنا جلال، فعال حقوق زنان و مسئول سازمان «زنان برای تغییر بینالمللی»، زنی از دل افغانستان است که سالهای زیادی از زندگیاش را صرف حمایت از زنان، جوانان و عدالت اجتماعی کرده است. او از جمله زنانی است که نسل خودش را در میانه بحرانهای اجتماعی و سیاسی دیده و اکنون تلاش دارد نسل امروز را به شکلی مؤثر همراهی کند.
حسنا جلال در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان میگوید: «هدف ما ایجاد فضای امن و قابلاعتماد برای جوانان افغانستان است تا بتوانند در میان ناامیدی، مسیر تازهای پیدا کنند. ما از نسلی آمدهایم که درد و تروما را تجربه کرده و میدانیم حمایت روانی چقدر نجاتبخش است.»
به گفته او، این برنامه در سال جاری آغاز شده و تا اکنون بیش از چهارصد جوان از سراسر افغانستان در آن شرکت کردهاند. برنامه کاملاً آنلاین است و از تمام ولایتها مراجع دارد. جلال میافزاید که میخواهد جوانان بیشتری را در برنامههای رواندرمانی جذب کند.
او میافزاید که این برنامه شامل مشاوره فردی، جلسات گروهی، آگاهیدهی، آموزش مهارتهای تابآوری و کارگاههای مهارتهای زندگی است و تمامی این خدمات بر اساس شرایط سیاسی و فرهنگی افغانستان طراحی شده است.
راه دشوار اجرا
حسنا جلال تأکید میکند که اجرای این برنامه بدون چالش نبوده است. او میگوید که محدودیتهای امنیتی و سیاسی باعث میشود که بسیاری از جوانان بهویژه دختران نتوانند آزادانه درخواست کمک کنند. نبود اینترنت پایدار نیز یکی از مشکلهای اساسی است، بهویژه برای جوانانی که در منطقههای دوردست زندگی میکنند و دسترسیشان محدودتر است. جلال میافزاید که تابوی اجتماعی پیرامون سلامت روان همچنان بزرگترین مانع محسوب میشود. بسیاری از جوانان از ترس قضاوت یا شرم فرهنگی، مشکلات روانی خود را پنهان میکنند. کمبود روانشناسان آموزشدیده در افغانستان نیز چالشی دیگر است.
بیماری خاموش و الگوهای مشترک
حسین جعفری، روانشناس این برنامه، میگوید که وضعیت روانی جوانان بهویژه دختران و زنان در افغانستان نگرانکننده است. «شایعترین مشکلات، افسردگی و اضطراب است. جوانان احساس بیارزش بودن، ناامیدی و اندوه مستمر دارند. اضطراب هم تقریباً در همه دیده میشود، چون احساس ناامنی در جامعه فراگیر است.»
او معتقد است که این احساس ناامنی در همه لایههای اجتماعی نفوذ کرده و جوانان عملاً با تروماهای کوچک و بزرگی مواجه میشوند که هر روز دوباره تجربه میشود و حس اعتماد و امید را از آنان میگیرد.
جعفری دربارهی وضعیت روانی یکی از بیمارانش میگوید: «یکی از دخترانی که وظیفهاش را از دست داده بود و از ادامه تحصیل در دانشگاه هم منع شده بود، با پیامهای تهدیدآمیز ناشناس مواجه شد. به او میگفتند با خارجیها کار میکند و تحت نظر است. این تهدیدها ماهها ادامه داشت. او وزن زیادی از دست داد، خوابش مختل شد و حتا به خودکشی فکر میکرد.»
مداخلهی مشاور شامل گوشدادن فعال، حمایت عاطفی، یاددادن روشهای بازیابی امنیت روانی، مهارتهای خودمراقبتی و تابآوری است. به گفته جعفری، هدف این است که بیماران بتوانند در میان تهدیدهای بیرونی و فشارهای اجتماعی، حداقلی از آرامش، امید و انسجام روانی را دوباره بهدست آورند. او میگوید: «در چنین وضعیتی، ما فقط مشاور نیستیم؛ گاهی تنها صدای آرامی استیم که هنوز در میانه هیاهو باقی مانده است.»
به گفتهی حسین جعفری، برنامه سلامت روان بر چند رویکرد مکمل استوار است: «مشاوره فردی محرمانه، جلسههای گروهی، فعالیتهای آگاهیدهی دربارهی علائم افسردگی و اضطراب، کارگاههای تابآوری و جلسههای مهارتهای زندگی. روانشناس برنامه تأکید میکند: «ما تلاش نمیکنیم کسی را تغییر دهیم؛ بلکه کمک میکنیم خودش را دوباره پیدا کند.»
به تازگی سازمان جهانی بهداشت، گزارش داده که از هر پنج نفر در افغانستان، یک نفر با یک اختلال روانی زندگی میکند. به گفتهی این نهاد سلامت روان یکی از فوریترین، اما نادیده گرفته شدهترین چالشها در افغانستان است.



