جست‌و‌جوی ‘آزادی’ در صدای ممنوعه؛ روایت نوازنده‌ی دختر در سایه‌ی طالبان

لیدا بارز

ویولن را برمی‌دارد و روی شانه چپش می‌گذارد. آرشه را به‌آرامی روی سیم‌های ویولن حرکت می‌دهد. این کار را هر روز به‌مدت یک ساعت در کنج اتاقی تاریک تکرار می‌کند؛ اما نت‌هایی که می‌نوازد، شاد نیستند. در بخش‌هایی از آن می‌توان درد محرومیت و صدای خفته‌ای را به‌وضوح شنید و احساس کرد؛ آوایی که هر انسانی را به سکوت فرامی‌خواند. سه سال می‌شود که حس آزادی در نواختن او از بین رفته است. ریتم‌هایش نامنظم است و نت‌ها پراکنده به گوش می‌رسند.

منیژه، نمی‌تواند با صدای بلند بنوازد، زیرا طالبان موسیقی را «حرام» دانسته و آن را «ممنوع» اعلام کرده‌اند.

منیژه رحیمی، دختر ۱۶ ساله‌ای از کابل، نواختن ویولن را از ده‌ساله‌گی به‌صورت آماتور آغاز کرد. دختری که عاشق هنر، ظرافت و زیبایی‌ست، اکنون با هزار بیم و دلهره ویولن می‌نوازد. در جریان نواختن، بیش از آن‌که احساس رهایی کند، دچار هراس می‌شود. هراس از این‌که صدای موسیقی به بیرون درز کند. طالبان متوجه شوند و ویولن او به دست این گروه، نابود شود.

او در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بانوان افغانستان، بیان می‌کند: «حتا در وقت نواختن به فکر این هستم که مبادا کسی آمده و بخاطر نوازندگی سرزنش کند. می‌ترسم از این‌که وایلن من را بشکنند».

طالبان در ادامه‌ی اعمال محدودیت‌ها و محرومیت‌ها، شنیدن و نواختن موسیقی را برای شهروندان ممنوع کرده و آن را «حرام» اعلام کرده‌اند.

این گروه در روزهای ابتدایی پس از به‌دست‌گیری قدرت، تفتیش خانه‌به‌خانه را آغاز کردند. منیژه می‌گوید: «وقتی این روند شروع شد، استرس زیادی داشتم. تنها چیزی که بعد از آمدن طالبان برایم باقی مانده، ویولنم است. سعی کردم آن را پنهان کنم، چون این ساز برایم خاطره، احساس و امید است».

هنگام تفتیش خانه‌به‌خانه توسط طالبان، منیژه تلاش می‌کند سقف خانه را بشکافد تا ویولن خود را پنهان کند. این اقدام او باعث می‌شود که تنها دل‌خوشی‌اش، که از نظر طالبان ممنوع است، از چشم‌ها دور بماند.

موسیقی یکی از هنرهای هفت‌گانه‌ی جهان است؛ آوایی که با شنیدن آن، انسان به دنیای رویا سفر می‌کند و خیال‌پردازی در او زنده می‌شود. گاهی شنیدن موسیقی لحظات خوشی را تداعی می‌کند و گاهی نیز خاطرات تلخ و ناخوشایند را یادآور می‌شود.

منیژه، علاقه‌ی ویژه‌ای به این هنر دارد. از زمانی‌که تنها ده سال داشت، با شنیدن ترانه‌ها و موسیقی‌های مختلف، می‌توانست صدای ویولن را تشخیص داده و از سایر آواها جدا کند. این توانایی سبب شد که او در این زمینه تمرین کند و به یک نوازنده‌ی ویولن تبدیل شود.

او در ابتدا از طریق تماشای تلویزیون و دیدن ویدیوهای آموزشی کوتاه در یوتیوب تمرین می‌کرد. سپس «کارولینا پروتسنکو»، هنرمند ۱۴ ساله‌ی آمریکایی، را به عنوان الگوی خود انتخاب کرد. این هنرمند نوجوان که از شهرت جهانی برخوردار است، می‌تواند در استیج‌های بزرگ دنیا روی صحنه رفته و اجرا کند؛ اما منیژه، پشت درهای بسته و در کنج خانه، به‌صورت پنهانی می‌نوازد تا مبادا صدای ویولنش به گوش ماموران طالبان برسد.

مبارزه‌ی منیژه، برای موسیقی از زمانی آغاز شد که برای نخستین‌بار به انستیتوت موسیقی افغانستان در کابل، مراجعه کرد؛ اما با پاسخ رد مواجه شد. او می‌گوید: «می‌خواستم دانش‌آموز انستیتوت موسیقی باشم؛ اما زمانی‌که به آن‌جا رفتم، در صنف هشتم مکتب بودم. آن‌ها گفتند که طبق قانون‌شان تنها دانش‌آموزان صنف چهارم را می‌پذیرند و من را قبول نکردند».

پس از شنیدن پاسخ رد، منیژه متوقف نشد. او تصمیم گرفت این مسیر را نزد یک آموزگار خصوصی دنبال کند. منیژه کارش را به مدت یک سال نزد «مرجان فدایی»، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی هنر در کابل، ادامه داد. او می‌گوید: «وقتی کرونا آمد، امکان رفتن به آموزش‌گاه نبود. بعد از آن سه ماه دیگر ادامه دادم؛ اما خبر آمدن طالبان رسید و آموزگارم نیز مجبور به ترک کشور شد».

مبارزه‌ی منیژه، برای آرزوی ممنوعه‌اش با روی‌کار آمدن طالبان پایان نیافت، زیرا او از همان لحظه‌ای که ویولن را بر شانه‌ گذاشت، با خود عهد کرده بود که نوازندگی را در نیمه‌راه رها نکند.

منیژه، به خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌گوید: «روز نخستی‌ که ویولن را در دست گرفتم، حس متفاوتی داشتم. با خودم می‌گفتم این مسیر خیلی طولانی است، راهی دور و دراز که باید طی کنم تا به استیج‌های بزرگ برسم، بنوازم و در موسیقی و صدای ویولن غرق شوم. همان روزها به خودم قول دادم که هرگز این مسیر را در نیمه‌راه رها نکنم».

خانواده، به‌ویژه مادرش، از جمله کسانی است که او را در هنر نوازندگی حمایت کرده‌اند؛ اما منیژه معتقد است علاقه، نخستین و مهم‌ترین گامی‌ست که می‌تواند فرد را در مسیر حرکت به سوی رویاهایش و رسیدن به آن‌ها هدایت کند. او می‌گوید: «علاقه بهترین چیز است. در مسیری که پیش می‌روی، باید از صمیم قلب و با تمام وجود آن را بخواهی. به نظر من، همه چیز به همین علاقه‌ی آدم‌ها بستگی دارد».

این دختر خردسال و هنرمند کابلی، هنر را «خلق زیبایی» می‌داند و می‌گوید: «هنر چیزی‌ست که تو را جذب می‌کند. وادارت می‌سازد زیبایی بیافرینی و از شنیدن یا تماشای آن لذت ببری. خالق یک نقاشی، وقتی اثری را به پایان می‌رساند، از تماشای آن لذت می‌برد. به همین شکل، نوازنده نیز با نواختن و خلق ریتم‌های خاص جان تازه‌ای می‌گیرد و در دنیای خودش غرق می‌شود».

هنر بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی اوست. منیژه، می‌گوید: «هر صبح که از خواب بیدار می‌شوم، صدایی در ذهنم زم‌زمه می‌کند که به سوی هنر برو و ادامه بده. این تنها انگیزه‌ی من برای دوام آوردن در روزهای دشوار کنونی است».

به باور او هنر می‌تواند بیماری‌ها و چالش‌های روانی انسان‌ها را درمان کرده و به بهبود وضعیت افراد کمک کند.

منیژه، در دوران جمهوری توانسته است با آریانا سعید و دو دختر دیگر آهنگ «نفسم» را در استیج «ابر ستاره» اجرا کند.

با تسلط دوباره‌ی طالبان بر افغانستان، یکی از حوزه‌هایی که به شدت آسیب دید، موسیقی بود. این گروه در ابتدای ورودشان به شهرها، برخی از هنرمندان محلی را مجازات کرده و ابزارهای موسیقی را شکستند.

پخش موسیقی به طور کامل در افغانستان، ممنوع شده است و هیچ رسانه‌ای حق پخش موسیقی را ندارد.

با این‌که منیژه، در کشوری زندگی می‌کند که موسیقی ممنوع است؛ اما آرزوهای بزرگی در سر دارد. او می‌گوید: «می‌خواهم در استیج‌های بزرگ و معتبر اجرا کنم که مرا شگفت‌زده کند. می‌خواهم با صدای بلند و آزاد بنوازم و صدای مردم افغانستان، به‌ویژه صدای زنان این کشور که محروم شده‌اند، باشم».

او هم‌چنین می‌خواهد این هنر را به صورت تخصصی یاد بگیرد. منیژه می‌افزاید: «روزهایی که دروازه‌های مکتب‌ها و دانش‌گاه‌ها به روی دختران باز شود، دوست دارم رشته‌ی هنر را انتخاب کرده و به تحصیل در این زمینه بپردازم».

عکس: ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

علاوه بر نواختن ویولن، او به هنر نقاشی و رسانی نیز می‌پردازد. علاقه‌ی ویژه‌ای به این هنر دارد. زمانی‌که نمی‌تواند ویولن بنوازد و از بازتاب صدای موسیقی به بیرون نگران است، به سراغ قلم و بوم می‌رود تا از این طریق ذهن خود را آرام کند و روانش را صیقل دهد.

منیژه می‌گوید: «نقاشی اکنون به درمانی برای استرسم تبدیل شده است. من با هنر، ناهمواری‌ها را هموار می‌کنم، چراکه بیش از محدودیت‌ها به قدرت هنر ایمان دارم».

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا