زن منحیث مادر، در دو راهی خانه و بیرون؟


با رویکار آمدن حکومت جدید و سرازیر شدن کمک های میلیون دالری جامعه جهانی برای بخشهای مختلف در افغانستان و با پیشرفت تکنالوژی نیاز به نیروی کار در کشور ما به وجود آمد. کمکهای جهانی، شرایط را به آن عده از زنانی فراهم کرد که درخواست برای اشتغال و استقلالیت مالی داشتند.
با نگاه به شرایط زندگی خانوادهها در اجتماع و در کشوری همچون افغانستان هیچ مانعی برای کار زنان وجود ندارد. ولی با در نظر داشت تقسیم کاری که در اجتماع ما بین زن و مرد صورت گرفته و معمولا زنان ووظیفه بسیار بزرگ تربیت و بزرگ کردن کودکان را هم به عهده دارند، در نگاه دقیقتر باید دید که آیا زنان آگاهی لازم از وظایف خود و تعدد آنها دارند تا تشخیص و مدیریت صحیح داشته باشند؟
باید در نظر داشت این که زنان تمام ذهن و فکر شان مشغول کار و وظیفه بیرونی است، چقدر میتوانند از پس وظیفه خطیر مادری موفق بدرآیند؟
آنچه در جامعه ما رو به رشد است همانا تمرکز بیشتر زنان به موقعیت اجتماعی و کارهای بیرونی شان است. در بسیاری موارد زنانی تا جایی به کارهای بیرونی ارجحیت میدهند که وظیفه تربیت و پرستاری از کودک خود را به پرستار می سپارند. آگاهان به این باور اند که پرورش کودکان به وسیله پرستان میتواند در آینده مشکلاتی را در رفتار کودک بوجودآورد.
مدیریت داخلی خانه و مدیریت وظایف بیرون از منزل، برای زنان یک امر دشوار است. جامعه باید در پی حل این مشکل باشد. مراجع قانون گذاری، مجریان قانون، نهادهای اجتماعی، نهادهای مدافع حقوق زنان، مردان و تمامی اقشار و اصناف جامعه باید در این زمینه با هم همکاری کنند. چون تبعات منفی، سوءمدیریت خانوادهگی مادران به تمام جامعه سرایت میکند و همه را متاثر میسازد.
برای فمنیستها و فعالین این پرسش مهم است که اگر زنان مشغول تربیت فرزندان در خانه شوند، موضوع استقلالیت اقتصادی آنان چه خواهد شد؟ چرا باید نیرو و استعداد زنان در امر سازندهگی یک جامعه مرفه در چار دیواری خانه محدود شود؟
جامعه شناسان دلایل علاقه مندی و یا گرایش زنان برای کار بیرون از خانه چنین بر میشمارند: کمک به اقتصاد خانوادهها ،عزتمندی و ارزشمندی اجتماعی، اثبات قابلیتهای زنان در عرصههای اجتماعی، برخورداری از اقتدار و استقلال اقتصادی و کم شدن وابستگی اقتصادی به همسر، فرار از تنهایی در محیط یکنواخت منزل وبه دست آوردن پشتوانهای برای پیری .
اینها مواردی است که زنان به گونهای ناخودآگاه به سوی کار بیرون از خانه گرایش پیدا کردند تا برای خود نیز وقتی را در نظر بگیرند و فعالیتی را انجام بدهند. در یک جامعه عقلانیت مدار و مدرن این خواستها بخشی از حقوق اساسی زنان به شمار میرود که باید از آن برخوردارباشند اما در سوی دیگر همچنان مسأله تربیت کودکان در خانه لاینحل میماند. چه باید کرد؟ یک راهکار این است که پدران نیز در تربیت کودکان سهم بگیرند و به اصطلاح کار در داخل خانه میان مردان و زنان مساویانه تقسیم شود.
نویسنده: نسیمه همدرد



