سلامت زنان پشت درهای بسته؛ توقف تولید خانگی نوار بهداشتی در فراه
گزارشگر: شیما رحیمی | ویرستار: آینور سعیدپور
اتاق کوچک با دیوارهایی که رنگش پریده و نور از پنجرهای نیمهپوشیده با پردهای نازک به داخل میریزد، پنج زن روی زمین نشستهاند؛ تکههای پارچه نخی، پنبه، قیچی و نخ در میانشان پخش است. سکوت اتاق را فقط صدای بریدن پارچه و گاه نفسهای آرام زنانی میشکند که با دستانشان چیزی بیش از یک محصول ساده میسازند: راهی برای حفظ سلامت و اندکی درآمد.
در سالهای اخیر، شماری از زنان در فراه برای تأمین نیازهای اولیه بهداشتی دختران و زنان، به تولید خانگی نوار بهداشتی روی آوردهاند؛ اقدامی که در کنار کمک به سلامت زنان، بهعنوان یک منبع کوچک درآمد نیز برای خانوادهها اهمیت داشته است. با این حال، محدودیتهای وضعشده بر فعالیتهای زنان از سوی طالبان، این تلاشها را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
فریده (نام مستعار)، یکی از زنانی است که در همین اتاق کوچک، همراه چهار زن دیگر، نوار بهداشتی تولید میکرد. او میگوید که پیش از اعمال محدودیتهای تازه، با استفاده از پارچههای نخی، پنبه و وسایل ساده، کارشان را پیش میبردند.
او در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان میگوید که در ماههای پسین و با محدود بر گشتوگذار زنان در فضاهای عمومی درآمدشان به شدت افت کرده است. با این حال، او برای بهبود بازار فروش نوارهای بهداشتی ابراز امیدواری میکند. «هر ماه مقدار کمی از این محصولات را به همسایهها و دکانهای محل میفروختیم و با همان پول، بخشی از نیازهای خانه را تهیه میکردیم. اما حالا نه اجازه بیرونرفتن داریم و نه کسی حاضر است از ما خرید کند. با این حال، روزانه تقریباً ۲۰۰ افغانی درآمد داریم و امیدوار استیم که وضعیت بهتر شود.»
برای فریده و زنانی که کنار او نشستهاند، این کار فقط یک فعالیت اقتصادی نیست. نوارهای بهداشتیای که میسازند برای شماری از زنان و دختران در این محل، محصول ارزانتر نسبت به محصولات وارداتی است. بسیاری از مشتریانشان، پیش از این، برای تهیه این کالای ساده، ناچار به صرفهجویی یا استفاده از جاگزینهای غیربهداشتی بودند؛ موضوعی که کمتر در فضای عمومی دربارهی آن صحبت میشود.
اما پیامدهای محدودیتها تنها به تولیدکنندگان ختم نمیشود. زنجیرهی کوچک، اما حیاتی توزیع این محصولات نیز از هم پاشیده است. شگوفه، زنی که پیش از این فروشنده محصولات بهداشتی خانگی بوده، میگوید که نوارهای بهداشتی ارزانقیمت را از زنان محلی تهیه و به دیگر زنان میفروخت؛ اما اکنون فعالیتش متوقف شده است.
این فروشنده میگوید که به دلیل کار زنان در بازارهای مردانه، دکانش بسته شده است. به گفتهی فروشنده، کارکنان وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر طالبان، گفته که کار زنان در بازار مناسبت نیست و او باید وقتش را در خانه سپری کند. «یک دکان کوچک داشتم، اما آن را بستند و گفتند حضور زنان در بازار مناسب نیست. حالا تمام اجناسم باقی مانده و اگر به نصف قیمت هم بفروشم، چیزی برایم نمیماند. این کار تنها منبع درآمد خانوادهام بود و است.»
با بستهشدن دکانهای زنان فروشنده در برخی از ولسوالیهای فراه، نهتنها درآمد شگوفه از بین رفته؛ بلکه دسترسی زنان این محلها به محصولات بهداشتی ارزانقیمت نیز محدود شده است. بسیاری از این زنان حالا یا مجبور به پرداخت هزینههای بالاتر استند یا بهکلی از خرید این محصولات صرفنظر میکنند.
سمیه (نام مستعار)، یکی از فعالان حقوق زن، تأکید میکند که تولید خانگی نوار بهداشتی توسط زنان، نقشی مهم در سلامت جامعه دارد؛ اما محدودیتهای تازه مانع پیشرفت آن شده است. به گفته او، این محدودیتها شامل محرومیت زنان از حقوق اساسی و فعالیت اقتصادی، نداشتن اجازه کار آزاد و آموزش، محدودیت رفتوآمد بدون محرم، نبود حمایتهای قانونی و اجتماعی، باورهای فرهنگی نادرست نسبت به کار زنان و همچنان دسترسی محدود به مواد اولیه، آموزشهای بهداشتی و اطلاعات میشود.
او باور دارد که نادیدهگرفتن این نوع فعالیتهای کوچک، پیامدهایی فراتر از اقتصاد دارد و مستقیماً سلامت زنان را تحت تأثیر قرار میدهد؛ موضوعی که در سیاستگذاریهای طالبان مورد توجه قرار نمیگیرد.
در همین پیوند، رحمتالله صادقی، آگاه اقتصادی، میگوید که کنارگذاشتن زنان از تولیدات خانگی، پیامدهای منفی بر اقتصاد خانواده و جامعه دارد. او تأکید میکند: «تولید نوار بهداشتی در خانه هم یک فعالیت اقتصادی است و هم یک ضرورت اجتماعی. باید برای زنان بازارهای جداگانه یا نمایشگاههای ویژه ایجاد شود تا بتوانند محصولات خود را بفروشند و از این راه، خانوادههایشان را حمایت کنند.»
به باور او، حذف زنان از اقتصاد غیررسمی، فشار فزاینده بر خانوادههایی وارد میکند که پیش از این نیز با مشکلهای معیشتی روبهرو بودهاند.
در پایان روز یک روز کاری دیگر و در میان ناامیدی از فروش ناچیز نوارهای بهداشتی، زنان و دخترانی که در اینجا کار میکنند، با جمعکردن پارچههای بریدهشده و نوارهای آماده، چادرهای بلندشان را سر کرده و راهی خانههای شان میشوند. فریده آخرین نگاه را به محصولاتی میاندازد که هنوز معلوم نیست خریدارشان چه کسی خواهد بود. همان اتاق، سکوت و امید محتاطانهای که میان نخ و پنبه پنهان مانده است؛ امیدی که با وجود همه محدودیتها، هنوز از این اتاق کوچک بیرون نرفته است.



