زندگی شخصی، تحصیلات

مسعوده کروخی هستم. در سال ۱۳۳۸ در ولسوالی کروخ ولایت هرات تولد شدم. در لیسه‎های گوهرشادبگم و مهری هروی مکتب را به پایان رساندم. بعد شامل امتحان کانکور شدم. خلاف میل خود و طبق میل خانواده به رشته دواسازی رفتم. هیچ علاقه به این رشته نداشتم رشته حقوق را دوست داشتم. اما خلاف خواست خود به کابل رفتم و این رشته را ادامه دادم. بعد از دوسال بخاطر جنگ و ناامنی‌ها درس را نیمه تمام گذاشته و دوباره به هرات برگشتم و این جا در هرات خلاف میل خود دارالمعلمین را در رشته کیمیا و بیولوژی خواندم. بعداز فراغت به لیسه گوهرشاد معلم شدم. در کنار معلمی فعالیت‌های اجتماعی نیز داشتم.

مبارزه برای زنان

بعداز سقوط طالبان من وارد اجتماع شدم. با توجه به این که همان وقت از طرف موسسات کار با معاش زیاد برایم پشنهاد شد. قبول نکردم و ترجیع دادم با مردم و به ویژه با زنان کار کنم من همان زمان نصف روز مکتب بودم نصف روز دیگر را در مجتمع‌های خدماتی همراه مردم کار می‌کردم. با هزارها زن جلسه‌های مردمی داشتم و زنان را سمت وسو دادم. برای خدمت به زنان به والسوالی‌ها رفتم کارهای زیادی انجام دادم و نتیجه آن را هم دیدم.

بخاطر همین همکاری‌های که با زنان داشتم در زمان برگزاری لویه جرگه قانون اساسی افغانستان من از بین زنان هرات به صفت نماینده انتخاب شدم و در آن جرگه بزرگ حضور فعال داشتم.

همچنان در لویه جرگه عنعنوی ، جرگه ملی مشورتی صلح و عضو بورد مشورتی مجتمعات خدماتی هرات…

انگیزه رفتن من به پارلمان این بود که خواستم صدای برحق زنان هرات و زنان افغانستان باشم. به این واسطه رفتم که از مردم و زنان وحق وشان دفاع که نه بخاطر این که مشهور شوم، زر اندوزی کنم، قدرت بگیرم و با خارجی‌ها روابط برقرار کنم.بلکه فقط بخاطر خدمت رفتم و به کمیسیون زناندر پارلمان در کنار خانم کوفی به صفت معاون کمیسیون  کار کردم و تغییر در وضعیت زنان نیاز به وقت زیاد دارد. و به هر باری که ما یک موضوع را به جلسه عمومی مطرح می کردیم از طرف وکلای زیادی  داخل پارلمان به چالش کشیده می‌شد مثلا بحث سن ازدواج، تعدد زوج‌ها وغیره که در قانون منع خشونت علیه زنان همواره از طرف  تعدادی از مردان داخل پارلمان رد می شد.

ما باید یک واقعیت را بپذیریم که ما زن هستیم و در تمام دنیا بین زن و مرد فرق وجود دارد. ما زنان مشکل خاصی نداریم ولی با آن هم زنان در پارلمان روابط گسترده ندارند. آنقدر که مردان دست باز دارند زنان ندارند و دیدگاه بسیار مردانه است. خلاصه شرایط جامعه ما ممانعت‌های خود را در راستای برنامه‌های کاری یک زن که در عرصه سیاست هم کار می‌کند دارد.

دست‌آوردها

یکی از بزرگترین دست‌آوردهای من در طول دوره کاری تربیه شاگردانم بود. در هنگام معلمی من تنها به درس اکتفا نمی‌کردم بلکه در راه و روش زندگی آن‌ها را کمک می‌کردم. از افتخارات در دوره وکلات می‌توان گفت که هیچ وقت و به هیچکس تسلیم نشدم و به رای مردم خیانت نکردم.

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail