آزار دادن همسر، در رابطۀ زناشویی تنها با توسل به خشونت یا وادار کردن شریک جنسی به کارهایی که خوشایند او نیست محدود نمی‌شود، بلکه به زور رابطه داشتن نیز مصداقی از آزار دادن است.

برخی از زنان از اینکه بار‌ها به دلیل عدم پاسخ‌گویی به غرایز جنسی شوهر شان مورد لت و کوب قرار گرفته‌‌اند؛ به این باور اند که زن در نزد بیشتری از مردان  برده جنسی به حساب می‌آید.

زنان زیادی قربانی این نوع خشونت‌ می‌شوند وهر کدام با آن که دوست ندارند اینگونه مسایل را شریک بسازند؛ رفتار‌های نا پسند شوهر امان شان را بریده ولب به سخن می‌گشایند و می‌گویند از زندگی با یک مرد و زندگی مشترک متنفر‌اند.

لطیفه (نام مستعار) زنی است که پس ازسپری کردن هشت سال زندگی مشترک هنوزهم به دلیل کم علاقه‌گی برای برقراری رابطه جنسی از سوی شوهر‌اش مورد لت و کوب قرار می‌گیرد.

لطیفه می‌گوید؛ شوهر‌اش از همان اوایل زندگی مشترک میل زیادی برای برقراری رابطه جنسی داشته و از همان ابتدا هرگاه که از او جواب رد دریافت می‌کرد با او بد رفتاری می‌کرد.

او در ادامه می‌افزاید: “هر وقت که برای هم‌خوابی از من جواب رد می‌شنود اول مرا می‌زند و بعد هم میگه آخر به سر تو زن می‌کنم مه هم مجبورم همه چی تحمل کنم چون مه به شوهر خو فقط یک وسیله برای برقراری رابطه جنسی هستم “.

این تنها لطیفه نیست که قربانی هوس‌پرانی‌های شوهر‌اش شده است و مجبور است انواع خشونت از جمله رفتاری و گفتاری را تحمل کند یگانه (نام مستعار) زنی دیگری است که از این موضوع شاکی است.

یگانه می‌گوید؛ مدت ۲۱ سال از ازدواج‌اش می‌گذرد اما تاکنون شوهرش برای همسبتری از وی حتی یک بار هم اجازه‌ نگرفته است.

او می‌گوید: “مه ۹ تا طفل دارم به همین دلیل مشکلات نسایی زیادی دارم ولی شوهرمه اصلا  مه درک نمی‌کنه وهر شب تقاضای هم‌خوابی دارد حتی در زمان عادت ماهوار، و بیشتر وقت‌ها بخاطر این موضوع با مه دعوا میکنه و مه لت میزنه “.

در همین حال برخی از مردان این رفتار هم‌جنسانشان را پذیرفته و قبول دارند که برخی از مردان زنان را بردۀ جنسی می‌پندارند.

مسعود حصین که از این رفتار همجنسان اش متاسف است می‌گوید: “من به عنوان یک مرد قبول دارم که برخی از مردان رفتار خوبی در رابطه به مسایل جنسی با زنان ندارند.”

در همین حال مسوولان در ادارۀ امور زنان هرات نیز از ثبت قضایایی در این خصوص خبر می‌دهند.

سمیه طاهری، مدیر حقوق ادارۀ امور زنان هرات می‌گوید: “از آغاز سال تا کنون، چندین خانم به دلیل این‌که رضایت به برقراری رابطه‌ی جنسی نداشته‌اند، از سوی شوهر شان مورد خشونت قرار گرفتند و به ادارۀ ما مراجعه کرده‌اند.”

او در ادامه می‌افزاید؛ به دلیل حساسیت‌های عرفی و سنتی که در جامعه وجود دارد؛ بیش‌تر زنانی‌که بنابر دلایلی، در رابطه‌ی جنسی مورد خشونت قرار می‌گیرند، حاضر نیستند شکایت شان را به صورت رسمی ثبت کنند. به همین دلیل آنان دو قضیه را به صورت رسمی در این ادارۀ ثبت کرده‌اند.

این در حالی است که از دیدگاه روان‌شناختی، درخواست‌های بدون ملاحظه از زنان و اعمال خشونت در صورت عدم جواب‌گویی، روان زن را به هم‌میریزد و پیامد‌های جبران نشدنی‌‌ای را به بار می‌‌آورد.

 از دیدگاه نسرین نوا، روان‌شناس، هر چقدر شدت خشونت زیادتر شود؛ منجر به بی علاقه‌گی زن به برقراری رابطه جنسی می‌شود و زن کم کم باور می‌کند که هیچ ارزشی برای همسرش ندارد و تصور و باور‌های قبلی‌اش به زندگی مشترک و ارزش‌خودش زیر سوال می‌رود.

خانم نوا در ادامه می‌گوید؛ وادار کردن زن به زور برای برقراری رابطه جنسی، در کنار سایر مشکلات روحی و روانی که برای زن  به وجود می‌آورد سبب شکل‌گیری باور‌های متناقض در زن می‌شود؛ به طور مثال نخواستن فرزند دختر، در حالی‌که دوست دارد.

و اما به باور کارشناسان امور اجتماعی، برخورد عقده‌مندانه مردان با زنان در مسایل جنسی، برخواسته از فرهنگ حاکم در جوامع سنتی است.

مرضیه رحمانیار جامعه شناس، به این باور است که زن در جامعه  افغانستان جای ندارد و اگر هم جایگاهی دارد جایگاه یک انسان وابسطه و زیر سلطه یک مرد را دارد؛ چون از گذشته تاکنون برای مردان این به عنوان یک حق پذیرفته شده که در هر موضوعی با یک زن به عنوان یک برده رفتار کنند.

به گفته خانم رحمانیار، فرهنگ در هر لحظه از زندگی نقش دارد و در فرهنگ افغانستان برای زنان چنین جایگایی داده شده است که زیر پرچم مردان زندگی کنند و این فرهنگ از دوران کودکی و فرایند جامعه پذیری در کودک پرورش یافته است و در این راستا خانواده‌ها نیز برای پایداری این فرهنگ بیشترین سعی و تلاش را می‌کنند طوری که  از کودکی زن را طوری تربیه می‌کنند که به راحتی بپذیرد زیر سلطه یک مرد زندگی کند.

 به باور خانم رحمانیار، برای از میان برداشتن اینگونه معضلات از زندگی زنان باید روی فرهنگ از طریقه‌های مختلف کار شود؛ به طور مثال ارائه برنامه‌های آگاهی‌دهی در مورد حقوق زنان از طریق رسانه‌ها، برنامه‌ریزی و تصویب قوانین از سوی دولت، ایجاد زمینۀ کاری برای زنان، و بزرگترین و تاثیرگذار‌ترین موضوعی که می‌تواند اینگونه مسایل را از ریشه حل بساز این است که روی نصاب تعلیمی معارف کار شود و موضوعاتی در ارتباط به حقووق زنان در نصاب تعلیمی گنجانیده شود تا که دانش‌آموزان از دوران کودکی زن و حقوق مربوط به آن را بشناسد.

  گزارشگر: ضیاگل عظیمی

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail