حمیرا قادری، نویسنده‌یی است که این روزها با آخرین کتاب‌اش غوغا برپا کرده است. او در قسمت‌هایی از رمان جدید اش “رقص در مسجد” خاطراتی از زمان طالبان را روایت کرده است. در دیداری که امروز خانم قادری از خبرگزاری بانوان افغانستان داشت، در مورد دغدغه‌های او پس از پیوستن احتمالی طالبان به حکومت پرسیده ایم.

پرسش: به عنوان یک زن نویسنده، چقدر نگران احتمال پیوستن طالبان به حکومت اید؟

پاسخ: من در ابتدا فقط به عنوان یک زن؛ از هر روز به خاک و خون کشیدن سرزمین نگرانم. نگران برادر، پدر و مادر، خواهر و فرزندم استم. در کابل زندگی می‌کنم و مطمئن نیستم برادرانم که برای کار بیرون از خانه می‌روند، دوباره برگردند. بنابر این، طرف‌دار صلح‌ استم، حتی به قیمت این که با کسانی‌که مجبور به صلح هستیم، دوست شان نداریم. اما نگران بدتر شدن شرایط نیز استم. مشکل اما این است که حالا اگر از طالبان ایدیولوژی شان را بگیریم، هیچ‌چیزی جز قدرت و ثروت نمی‌ماند و آنان برای این‌که تبرئه شوند، به ایدیولوژی‌ها پناه می‌برند و این ادیولوژی‌ها بیشترین تاثیر را روی زنان دارد. این‌جا سرزمینی است که اگر پادشاه می‌خواهد ادعای روشن‌فکری کند، چادر منِ زن را برمی‌دارد، اگر مجاهد بحث ایدیولوژی مطرح می‌کند بر سر من روسری می‌کند و اگر طالب می‌خواهد ادعای متفاوت بودن کند، برقع بر سر من می‌کند. همه‌چیز از سیاست تا اقتصاد و اجتماع و فرهنگ با ما زنان شکل می‌گیرد. اما حس می‌کنم طالبی که امروز در راس قدرت است، طالب ثروت و قدرت است. شاید تا حدی بخواهد ایدیولوژی خود را حفظ کند اما فکر نمی‌کنم موانعی بر سر راه زنان چون موانع آموزشی ایجاد کند. خانواده‌های افغانستانی تغییر کرده اند و دیگر جایی هم برای هجرت برای ما نمانده است. دیگر هجرت به آن پیمانه‌ی وسیع نباید اتفاق بیفتد. باید همین‌جا و در همین سرزمین، بتوانیم شرایط را به نفع خودمان تغییر دهیم. سخت است اما باید در کنار نظام، با تمام خلاهایش بایستیم البته نه بخاطر یک شخص.

پرسش: این امیدواری شما برای تغییر ایدیولوژی طالبان چقدر است؟

پاسخ: من در کل آدم امیدوار و خوش‌بینی استم. اما بر اساس چیزهایی که شنیده ام، طالبان گفته اند که کسی با آموزش دختران مشکلی ندارد. اما خوب جزییات در دست نیست که آیا آنان می‌خواهند آموزش‌گاه‌ها را مثل حمام‌های عمومی مردانه و زنانه کنند؟ و یا آیا چه سطح آموزشی برای دختران در نظر دارند یا آموزش مسجدی مدنظر است و باید در مورد این‌ها حرف زده شود. بحث دیگر این‌که حالا طرف مذاکره فقط افغانستان نیست و بحث جهانی است و طالبان هم نمی‌خواهند این‌قدر از رسمیات جهانی عقب بمانند. نیاز به حامی جهانی دارند. بنابر این، باید بحث‌های حقوق‌بشری را اندکی بیشتر مراعات کنند.

پرسش: مذاکرات صلح جریان دارد، فکر نمی‌کنید زنان باید بیشتر نگران باشند، دادخواهی کنند و دغدغه‌های خود را شریک کنند تا شنیده شود؟

پاسخ: حقیقت این است که در این ۲۰ سال، آن فضای رشد به زنان اندازه‌یی که باید، داده نشده است. این، به این معنی نیست که به دانشگاه و مکتب نرفتند. شما ببینید که در راس حکومت، چند زن تصمیم‌گیرنده دارید؟ آن زنانی هم که هستند، زنان معامله‌گری هستند چون مردان. ما صد تا زن تصمیم‌گیر نداریم که در راس باشند و فکر کنند که اگر طالب بیاید، دیگر برای زنان تصمیم گرفته نمی‌توانند. انجوها و شبکه‌های کوچک که در این مدت بیشتر دنبال پول بودند تا واقعا بحث حضور تکثیرگونه‌ی زنان، بیشتر نگران قدرت و ثروت‌شان استند تا جایگاه زنان در جامعه. به همین دلیل شما این دادخواهی‌ها را به معنای حقیقی نمی‌بینید. برای همین دادخواهی برای زنان، به صورت خردمندانه در این ۲۰ سال اتفاق نیفتاده است.

پرسش: فکر می‌کنید از میان ۵ زنی که در مذاکرات اشتراک کرده اند و معدود زنانی که درتصمیم‌گیری برای زنان نقش دارند، هیچ‌کدام دغدغه‌های زنان را ندارند؟

پاسخ: حکومت داد برابری می‌زند اما در ترکیب هیات ۲۱ نفره، فقط ۵ زن اند و این زنان انتصابی و هم‌سو با حکومت اند. پیام ۱۶ مرد و ۵ زن، پیام نابرابری است. حتی طالب می‌تواند با این تعداد از زنان هم‌کلام نشود، چون انتخاب دیگری دارد و ۱۶ مرد هستند. من تا حالا در کابل، هیچ حمایت و لابی‌گری از موقف زنان در بحث‌های صلح ندیدم. از ۲۰ سال پیش، با تمام این بحث‌های شیک و تشریفاتی که بیشتر از حرف؛ قابلی ازبکی موجود است، مخالف بودم.

پرسش: در خیلی از موارد، توجیه حضور کم زنان در مواردی چون مذاکرات صلح، نبود زنان آگاه به میزان کافی است، چقدر موافقید؟

پاسخ: اگر حکومت این‌گونه می‌بیند، دید حکومت دید کوچکی است. اگر نداریم، خودشان را زیرسوال می‌برد. چرا ظرفیت‌سازی نکردند، پس در این ۲۰ سال چی کردند؟ ما داریم با طالبان از یک جنبه‌ی شرعی بحث می‌کنیم. کدام‌یک از این زنان می‌تواند از یک جنبه‌ی روشن‌فکری دینی جواب طالبان را بدهد. در این هیات، هیچ‌کدام در این جایگاه و موقف نیستند. اگر حکومت چنین دیدگاهی داشته باشد، خودش را زیر سوال می‌برد. ۲۰ سال پول آمد چرا ظرفیت‌سازی نکردند. البته حتی هیات مردانه‌ی صلح زیرسوال است. خان و خان‌زاده و بچه و پدر. از صلح هم پروژه ساخته اند.

پرسش: در جریان بحث‌های آمد آمد طالبان در گوشه و کنار کشور و به ویژه هرات، افراد و گروه‌هایی دارند برای آمدن طالبان زمینه‌سازی می‌کنند و هم‌فکری خود را نشان می‌دهند. این، چقدر نگران‌کننده است.

پاسخ: رفیق‌بازی‌ها با طالبان شروع شده، در افغانستان رفاقت بر عدالت همیشه چربیده. در کابل، کسانی‌که سال‌ها برای دموکراسی کار کرده اند، حالا منتظر آمدن طالبان اند. به دلیل این که در مدتی که قدرت داشتند، ثروت اندوخته اند و برای این که بتوانند ثروت خود را حفظ کنند. در گذشته هم، پیش از این که طالبان بیایند، مکتب‌های دخترانه یکی دو روز پیش از آمدن طالبان مختل شده بود و هیچ راه‌پیمایی برای پیش‌گیری از آمدن طالبان نشد. این سرزمین ریشه‌ی تفکر طالبانی را پیش از آمدن طالبان داشت که چنین تخمی کاشته شد. وقتی یک دانه را در زمین می‌اندازید، تا زمین قابلیت نداشته باشد، دانه رشد نمی‌کند. اگر این زمین برای طالب شوره‌زار می‌شد، پنج سال حکومت نمی‌کرد. حالا هم این زمین، همان زمینی است که می‌تواند طالب را رشد دهد. درد این است که حالا بحث طالب دیگر بحث ایدیولوژی نیست و بحث بیشتر روی حفظ و افزودن ثروت و قدرت است.

ترتیب: سیمین صدف

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail