گوشه‌گیر و منزوی شده است، کم‌تر خوش‌حال است و روابط‌اش محدودتر شده است،  مریم (نام مستعار)  پس از شکست در رابطه‌ی عاطفی خود و طرد شدن از سوی پسری که عاشق‌اش بود، وضعیت روحی خود را از دست داد.

مریم در دانشگاه با پسری به نام بصیر آشنا شد، این آشنایی پس از مدتی به وابستگی شدید او مبدل شد، اما دیری نگذشت که این رابطه پایان یافت.

بیشترین عذاب وجدان مریم به دلیل صمیمیت بیش از حد معمول او با بصیر است.

سهیلا نیز تجربه‌ی برقراری رابطه‌ی عاشقانه را دارد و او نیز پس از اتمام رابطه، ضربه‌ی روحی را متحمل شده است.

سهیلا چهارسال پیش در کورس درسی به پسری آشنا شد، این آشنایی پس از مدتی برای سهیلا جدی شد اما برای آن پسر، چنان که برای سهیلا این رابطه مهم بود، ارزشی نداشت.

رابطه‌ی سهیلا پس از یک سال تمام شد، اما اثرات آن تا کنون سهیلا را رنج می‌دهد.

سهیلا پس از اتمام این رابطه به مشکلات روحی حادی گرفتار شد و یک سال است که زیر درمان روان‌درمان است.

سمانه نیز رابطه‌ی عاطفی ناموفقی داشت که پس از سه سال پایان یافت، داستان آغاز و پایان رابطه‌ی سمانه متفاوت‌تر از داستان‌های معمول در این دوران است.

رابطه‌ی سمانه با مردی که دوست‌اش داشت، به صحبت و برنامه‌ریزی برای آغاز زندگی مشترک‌اش محدود نبود و این دلیل آشفته‌گی او پس از پایان رابطه است.

سمانه می‌گوید: “با فردی که دوست‌اش داشتم، به اصرار خودش رابطه‌ی جنسی برقرار کردم، اما پس مدتی خبر شدم که مورد سواستفاده قرار گرفتم.”

سمانه تجربه‌ی دوبار خودکشی ناکام داشته است و حالا ناامید از هر طرف، در تلاش یافتن راه چاره برای متقاعد ساختن آن فرد برای ازدواج است.

به گفته‌ی سمانه، پس عمیق شدن این رابطه و ختم آن، او به زندگی عادی برگشته نمی‌تواند، چون گزینه‌های دیگر برای ازدواج او از بین رفته است.

پیامدهای روابط عاطفی برای مردان اما این‌قدر جدی نیست.

بصیر پسری که با مریم رابطه داشت اما در مورد این رابطه می‌گوید، او برای آشنایی بیشتر با مریم رابطه برقرار کرد تا اگر مناسب هم بودند، با هم ازدواج کنند.

” این رابطه جدی بود، اما حالا دیگر تمام شده باید فراموش کرد.”

در کنار بصیر شفیق نیز مدتی را با دختری رابطه داشته است، رابطه‌ی او شش ماه بیشتر دوام نکرد و شفیق در این مورد می‌گوید: “با یک دختر رابطه داشتم اما چون تفاهم نداشتیم، جدا شدم، از برقراری و ختم رابطه پشیمان نیستم.”

روان‌شناسان به این باور اند که چون زنان در روابط خود وفادار تر اند، در صورت ختم رابطه، زنان ضربه‌ی بیشتری می‌خورند.

وحید نورزاد، مسوول بخش صحت‌روانی شفاخانه‌ی حوزه‌وی هرات، می‌گوید، روابط حضوری و فضای مجازی عواقب زیادی برای زنان دارد.

افسردگی، اضطراب  و رفتن به طرف افکار خودکشی، خودزنی و دیگرکشی از دیگر پیامدهای این روابط برای زنان زنان است.

آقای نورزاد می‌افزاید، روزانه سه تا چهار مریض به این علت به بخش روان‌درمانی شفاخانه مراجعه می‌کنند.

آقای نورزاد افزود، حس تنوع‌طلبی مردان نیز به آنان کمک می‌کند تا پس از ختم یک رابطه‌ با یک فرد، به راحتی فرد دیگری را جایگزین کنند.

آقای نورزاد معتقد است چون فضای مردسالاری هنوز هم در جامعه حاکم است، اجتماع فرصت بیشتری به مردان می‌دهد و این روابط و شکست‌ در رابطه برای مردان چنان که برای زنان، گران تمام نمی‌شود.

فعالان حقوق زن نیز باورمند اند که وجود فضای مردسالار در افغانستان سبب شده تا شکست‌ها و خطاهای زنان بیشتر دیده شود.

حلیمه سلیمی، فعال حقوق زن به این باور است که چون جامعه برای زنان فرصت کمتری می‌دهد، آنان مجبور به محدود ساختن روابط خود اند.

به گفته‌ی خانم سلیمی، زمانی که یک زن در رابطه‌ی عشقی خود شکست می‌خورد و طرد می‌شود، به نوعی پل‌های پشت سر او برای گزینش نوع دیگری از زندگی خراب شده است و به همین دلیل زنان پس از شکست در این روابط، ضربه‌ی بیشتری می‌خورند.

آگاهان امور اجتماعی اما باورمند اند که تابوهای موجود در مورد روابط اجتماعی زنان سبب شده تا آنان پس از چنین تجربه‌هایی احساس گناه داشته باشند.

عصمت‌الله جعفری، آگاه امور اجتماعی به این باور است که محدودیت‌های اجتماعی در مورد روابط اجتماعی زنان سبب شده تا زنان از کودکی با تابوی جنسی مواجه شوند و حق داشتن تنوع جنسی را نداشته باشند در حالی‌که این محدودیت در قسمت مردان کم‌تراست، و همین دلیل به زنان اجازه نمی‌دهد که خود را از یک رابطه خلاص کرده و به سوی رابطه‌ی دیگر گام بردارند.

گزارشگر: سیمین صدف

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail