لیلما نعمانی، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی شرعیات در مقطع لیسانس و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی ارشد است، وی از ۱۸ سال به این سو فعالیت‌های اجتماعی و حقوقی در حوزه‌ی زنان را آغاز کرده است، برای آشنایی بیشتر، با وی گفت‌گویی ترتیب دادم که در ادامه می‌خوانید.

پرسش: با این که با شما آشنا هستیم، می‌خواهیم از خودتان بدانیم، لیلما نعمانی کیست؟

لیلما نعمانی: لیلما نعمانی هستم. لیسانس شرعیات و کارشناسی ارشد از دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه هرات. هر دو رشته را آگاهانه انتخاب کردم. رشته‌ی اول به دلیل درک جایگاه‌ام در دین و رشته‌ی دوم برای بازتاب دردهای ناگفته‌ی زنان در قالب قصه‌های کوتاه و بلند. ساده و پر خم و پیچ، واقعی و خیالی. با کتاب دوست هستم و با شعر هم‌نفس. یک بیت غزل می‌تواند تاثیر عمیق‌تری از قهوه‌ی تلخ بر من بگذارد.

پرسش: خانم نعمانی، شما را یکی از زنان فعال در حوزه‌ی حقوق زنان می‌شناسند، از تجربه‌های کاری تان در این حوزه بگویید.

لیلما نعمانی: سال ۱۳۸۴ بود که اولین فعالیت اجتماعی‌ام را به عنوان مسوول شورای زنان ولایت هرات آغاز کردم، اولین نهاد مدنی‌ای که در راستای حقوق زنان در ولایت هرات تاسیس شد.

چهار سال در این سمت بودم و بعد وارد سیستم دولت شدم و سه سال به عنوان معاون امور زنان ولایت هرات کار کردم. از کودکی ذوق تدریس داشتم. رویاهای کودکانه‌ام در قالب شخصیت داستانی یک معلم، در فیلم «معلم جزیره» شکل می‌گرفت. خانم معلمی که مونس شاگردان‌اش بود و به گوش‌شان زمزمه‌ی زندگی می‌خواند. دست شان را می‌گرفت و پله پله بالا می‌برد آن‌قدر که بتوانند زیباترین جلوه‌های زندگی را به تماشا بنشینند. این شوق، مرا به سمت تدریس کشاند. کارم، عاشقانه دلم را در بند کشیده است.

پرسش: یکی از انتقادهایی که برای زنان وارد می‌شود این است که زنان در چند سال گذشته نتوانستند آنگونه که باید از فرصت‌ها برای پیشرفت‌شان استفاده کنند؛ دیدگاه شما چیست؟

لیلما نعمانی: برای هر پخته‌گی باید از خامی گذشت، برای کسب هر مهارتی باید مقدمات آن را مشق نمود و یاد گرفت و عبور کرد. شرایطی که با روی کار آمدن نظام دموکراسی برای زنان مساعد شد، زمینه‌ساز همین مشق و تمرین شد. آنچه که زنان در طول این سال‌ها آموخته اند را نمی‌توان دست کم گرفت. زنان مهارت حضور را فراگرفته اند، مهارت حق‌طلبی و مهارت تابوشکنی را و برای چگونگی حضورشان تمرین‌هایی کرده اند. من بر این باورم که فصل جدید و سال‌های که پیش‌رو داریم، با کنش‌های آگاهانه‌تر و مدیریت‌های مدبرانه‌تر زنان روبرو خواهیم شد.

تجربه‌های کاری زنان برای زنان آموخت که خلاها در کجاست، در ساختارها یا در کنش‌ها، مجرای در افتادن با این خلاها در کجاست، عوامل تاثیرگزار بر کاهش و محو این خلاها چیست، درک این مفاهیم، جز با سپری کردن سیستمی آکنده از تبعیض و تضاد میسر نبود. چالش‌های بیشتر، انسان را قوی‌تر می‌سازد. عبور از این چالش‌های توان‌فرسا بود که زن افغان را تبدیل به کنش‌گری هدف‌مند کرده است.

پرسش: برای این‌که تمرکز روی حضور زنان جایش را به تمرکز روی چگونگی حضورشان بدهد چه پیشنهادی دارید؟

پاسخ: برای غلبه بر یک نیرو، باید مجهز به نیروی مضاعف شد. در طول سالیانی که گذشت ما با ده‌ها نیروی بازدارنده مواجه شدیم. یکی از راه‌های تاثیرگزار بر غالب‌شدن عوامل بازدارنده، به دست آوردن ابزار غلبه است، دانش و تخصص در حوزه‌های متفاوت، به ویژه موضوعاتی که برگ برنده‌ی میدان مبارزه محسوب می‌شود، یکی از راه‌های رسیدن به رویای برابری است.

در طول سالیان سال وقت زیادی از زنان، صرف شاخه‌ها گردید نه ریشه‌ها و حال زمان آن رسیده تا اصلاحات و تغییرات اساسی وارد نظام مدیریتی زنان شود. به گمان من زن امروز خیلی بیشتر از دیروز، نیازمند بزرگ‌سازی کتله‌های کوچک است و مستلزم سناریوهای قوی‌تر و رساتر.

از دیدگاه من باید در کنار دغدغه‌های ساختاری، دغدغه‌ی محتوایی را هم داشت و علاوه بر این، در شیوه‌های دادخواهی نیز باید تجدید نظر کرد و به چند صدایی‌های شکننده و متزلزل اکتفا نکرد. انسجام و هم‌دلی و تلاش برای سامان‌دهی یک جریان هدف‌مند شاید بزرگترین نیاز زن امروزی باشد.

فرایند تغییر نه ساده است و نه کوتاه. در این مسیر باید چالش‌ها را شناسایی کرد و با آن‌ها قدرت‌مندانه رزمید. من بر این باورم که دهه‌ی که گذشت با همه‌ی فرودهایش، فرازهای برجسته‌ای نیز داشته است و دهه‌ی پیش‌رو دهه‌ی شکل‌گیری این فرازها در قالب‌های معیاری‌تر است. ترجیح می‌دهم گفتنی‌ام را در قالب پیام متکلم بگویم نه مخاطب. ما زنان می‌دانیم هیچ نیرویی به پیمانه‌ی خود ما در صعود و در سقوط ما موثر نیست. عوامل بعدی عوامل درجه دوم هستند. ما برای عبور از این مجرا باید شانه‌ی هم و تکیه‌گاه هم شویم.

هیچ فاکتوری به پیمانه‌ی هم‌دلی و هم‌سویی ما را در برآورده ساختن برنامه‌ها و اهداف ما کمک نخواهد نکرد. باید کنار هم و با حسن نیت ایستاد، با چنین رویکردی است که ترسیم فردای بهتر، شکل خواهد گرفت.

پرسش: در اخیر اگر گفتنی داشته باشید.

لیلما نعمانی: زن یعنی هنرمندترین موجود طبیعت، آن که یاد گرفته است چگونه در خلوت‌اش بشکند و از هم بپاشد و در اجتماع، قدرت‌مندانه بایستد، لبخند زند و به پیش رود. به گمانم کمتر زنی است که این مهارت را نیاموخته باشد و پای بازی هنرمندانه‌اش بلنگد. زن یعنی همان قدرت منحصر به فرد که هزار بار افتادن هم او را از پا نمی‌اندازد. او آموخته است گریه‌های پنهانی و خنده‌های آشکار را. زن، نقش‌آفرین فوق العاده‌ی است، فقط یک زن می‌تواند شکستگی‌هایش را به گونه‌یی بپوشاند که سال‌ها هم با او بگذرانیم هنر تبارز ندادن دردهایش را در اوج و کمالش به نمایش می‌گذارد.

مصاحبه کننده: سیمین صدف

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail