گزاشگر: سیمین صدف

فرهنگ جنسیتی متشکل از نگاه مردانه، ترس از سو استفاده‌ها، عدم علاقه‌مندی خانواده، از جمله شوهر و مواردی از این قبیل باعث شده تا زنان فراموش کنند که صاحب نام هستند، و خودشان بپذیرند که به نام دختر خواهر و یا همسر فلان شخص یاد شوند.

اسم اشخاص به عنوان هویت شان از جمله اولین حقوقی است که فرزندان دختر و پسر بر سر والدین دارند، این در حالیست که در جامعه‌ی افغانی نام زن به مرور زمان و با بزرگ شدن‌اش به فراموشی سپرده می‌شود.

برخی از زنان که به هیچ‌وجه حاضر به گفتن اسم خود نمی‌باشند گفتن نام خود را کاری دور از اخلاق متعارف عنوان می‌کنند.

خانم میرزایی که با اصراز زیاد موفق به فهمیدن اسم‌اش نشدم می‌گوید که دوست ندارد اسم خود را به کسی بگوید.

او گفت:”به هیچ وجه حاضر نیستم اسم خود را برای کسی بگویم چون در جامعه ما لازم نیست همه اسم زن را بفهمند.”

او می افزاید دو دخترش تا زمانی که مکتب را تمام کردند تمام معلمان و شاگردان آن‌ها را به نام خانم میرزایی می‌شناختند و هرگز اسم کوچک شان را صدا نمی‌کردند.

او دلیل حساسیت نسبت به اسم‌اش را چنین بیان کرد: ” اسمم را نمی‌گویم چون اگر در دفتر کار اسمم را بگویم باز همکارانم که بچه‌های جوان و جاهلی استند مرا به اسمم صدا می‌زنند و این کار بد و سبکی است که یک زن را به اسم کوچکش صدا کنند.”

زنانی هم هستند که محدودیت‌های خانوادگی را دلیل حساسیت نسبت به اسم شان عنوان می‌کنند.

نسیمه می‌گوید از زمانی که ازدواج کرد او را به نام شوهرش یاد می‌کردند و وقتی مادر شد او را به نام اولین فرزندش یعنی مادر شفیع صدا زدند: “این سلسه را شوهرم آغاز کرد و همیشه مرا به نام مادر شفیع صدا زد، چون شوهرم دوست داشت کسی اسمم را صدا نکند.”

شماری از زنان هم دلیل نگفتن اسم شان را عرف وعنعنات و نیز فرهنگ رایج در اجتماع عنوان می‎کنند.

خانم جوادی که به سختی حاضر به گفتن تخلص‌اش شد و اصلا حاضر نیست اسم خود را به زبان بیاورد می‌گوید که اسم‌اش را نمی‌گوید چون بیشتر از مردان دنبال نقطه ضعف می‌گردند و ممکن است اگر اسم زنان را بدانند در کوچه و بازار اسم شان را صدا کنند و از این طریق دیگران را نسبت به او بد گمان کنند.

او می‌گوید: “زمانی که بازار می‌روم نمی‌گذارم همراهانم اسمم را صدا کنند، چون ممکن است کسی بشنود و بعدا برایم مزاحمت کند.”

 خانم جوادی می‌افزاید: ” اگر در بازار اسم زنی را بفهمند به محض اینکه دو قدم آنطرف تر رفت بدون مقصد اسم او را صدا می‌کنند تا اینطور برای دیگر مردان وانمود کند که با او رابطه و شناختی دارد.”

در همین حال شماری از مردان هم حساسیت خود را در رابطه به نام خانم شان تائید کرده و می‌گویند که این مسئله عوامل اجتماعی دارد.

محمد یاسر از جمله مردانی است که نسبت به نام مادر خواهر و به خصوص خانم‌اش حساسیت خاصی دارد او می‌گوید:

“در اجتماعی که ما زندگی می‌کنیم هنوز این مسئله برای مردم عادی نیست که نام زن در همه جا یاد شود.”

او می‌گوید که دوست دارد این فرهنگ اصلاح شود اما نمی‌خواهد که در این راستا پیش‌قدم شود.

برخی دیگر از مردان هم می‌گویند دوست ندارند اسم خانم‌شان گرفته شود و کسی در مورد آن چیزی بداند.

محی الدین می‌گوید دوست ندارد اسم خانم‌اش را کسی بداند و خانم‌اش همیشه به اسم او یاد می‌شود او دلیل این کارش را مسئله شخصی عنوان می‌کند و نمی‌خواهد در این مورد حتی بحث کند.

در همین حال شماری از جامعه شناسان تابو بودن اسم زنان را مسئله فرهنگ جنسیتی می‌دانند.

عرفان ارزاز می‌گوید: “این فرهنگ جنسیتی که متشکل از نگاه مردانه است، نام زنان را نمی‌پذیرد و محتوای فرهنگ جنسیتی در اجتماع به مردان و زنان این اجازه را نمی‌دهد تا اسم زنان گرفته شود و آن را ننگ می‌داند.”

آقای ارزاز می‌افزاید چون گرفتن نام زنان و زنانه بودن اعتبار اجتماعی ندارد به همین دلیل زنان هم ترجیح می‌دهند تا به خاطر اعتبار و سرمایه اجتماعی به نام همسر، پسر یا یکی دیگر از مردان خانواده یاد شوند.

این در حالیست که از چندی به این سو شماری از زنان برای دادخواهی کمپاین هشتگ نام من کجاست را تشکیل داده اند و می‌خواهند از این طریق هویت فراموش شده‌ی زنان را به آنان برگردانند.

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail