نگارنده: فرشته کریمی

در کتاب‌های داستان افسانه‌های زیادی در مورد عشق خواندیم افسانه‌هایی چون لیلی ومجنون، رومیو و ژولیت، شیرین و فرهاد که هر مو قع که صبحت از عشاق می‌شود بطور ناخودآگاه تصاویر این عاشقان افسانه‌ای جلوچشم‌های مان رژه می‌روند عشاقی که قصه شان بیشتر افسانه است تا حقیقت اما همین چند ماه پیش در دیار خواجه عبدالله انصاری بانویی قصه‌ای را رقم زد که نه افسانه بود و نه هم رمان، حکایتی که سینه به سینه برای نسل‌های آینده منتقل خواهد شد.

فرزانه فیروز محمدی خبرنگار آژانس باختر بانویی است که برای جمع آوری هزینه مداوای همسرش داکتر فیروزاحمد فیضی مانند شمع قطره قطره آب شد و دست به دامن هر فردی گردید، وی از هیچ تلاشی برای زنده ماندن همسرش دریغ نکرد، داکتر فیروز احمد فیضی که روزی خودش بیماران را در بخش نظام تداوی می‌نمود بعد از ماه‌ها مریضی در یکی از بیمارستان‌های کشور ایران به رحمت حق پیوست، بانو محمدی از بی‌توجهی حکومت سخت انتقاد می‌کند و می‌گوید حکومت زمینه تداوی آقای فیضی را در اسرع فراهم ننمود و به همین دلیل من عزیز ترین شخص زندگی خویش را از دست دادم.

این هفته فرشته کریمی به سراغ فرزانه فیروز محمدی رفته و با وی گفت‌وگوی را ترتیب داده است.

پرسش: درود بر شما خانم محمدی در آغاز از خودتان معروفی‌ای داشته باشید ؟

پاسخ: فرزانه فیروز محمدی هستم متولد شهر هرات، تحصیلاتم را در رشته ادبیات به اتمام رساندم و اکنون به عنوان مدیر رسانه‌های محلی ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات مدت سه سال می‌شود که ایفای وظیفه می‌کنم.

پرسش: در مورد مرحوم همسرتان صحبت کنید وبگویید که در کدام بخش  کار می‌کردند؟

پاسخ: فیروز احمدی فیضی رشته طب را به مدت ۷ سال به صورت عالی در کابل به اتمام رساند و منحیث داکتر نظامی در پایگاه ارتش هرات ایفای وظیفه می‌نمود.

پرسش: بانو محمدی چندی قبل خبر در گذشت همسرتان همه را شوکه نمود، با توجه به  کمک‌هایی که جمع آوری گردید چرا پزشکان موفق نشدند که آقای فیضی را مداوا کنند آیا پول به  وقت مناسب نرسید ؟

پاسخ: فیرواحمد فیضی به علت عدم توجه و غفلت داکتران شفاخانه چهارصد بسترکابل و همچنان عدم توجه دولت درگذشت، وقتی بیماری فیضی اوج گرفت من از همه اقشار جامعه مخصوصا نظام تقاضای کمک نمودم اما هیچ فردی به دادم نرسید. همسرمن به مدت دوماه و ده روزی که در شفاخانه چهار صد بستر بستری بود داکتران در قسمت مداوی وی بسیار بی‌توجه بودند، حتی توصیه نکردند که وی را  جهت مداوا به  خارج کشور منتقل کنند.تا این که نزد والی هرات رفتم و این موضوع را در میان گذاشتم، طوری  که در جریان هستید هزینه تداوی همسرم توسط کمک نقدی تجار و مردم مهربان هرات جمع‌آوری گردید ولی متاسفانه تمام تلاش‌های من  نقش بر آب شد.

پرسش: حکومت وحدت ملی برای تداوی همسر تان هیچ کاری نکرد، چی تصمیم گرفتید وقتی جواب رد دادند؟

پاسخ: با خودم عهد بسته بودم وقتی آقای فیضی برگردد هر دوی ما از کار در حکومت وحدت ملی استعفاء بدهیم.

پرسش: فرزانه ازین به بعد چی تصمیم دارد؟

پاسخ: بعد از درگشت همسرم عهد بستم که با فعالیت‌های روزنامه نگاری خویش برای مردم خدمت کنم، من با نوشته‌ای خود، دادخواهی‌های خود می‌کوشم تا انسان مفیدی در جامعه باشم و هرگز دست از مبارزه نمی‌کشم، خیلی‌ها می‌گویند بانوان ضعیف اند و احساسات زیادی دارند  ولی من منحیث یک بانو می‌گویم که زنان برخلاف تصور عموم بسیار قوی هستند، خودم به عنوان یک بانو جنازه همسرم را آوردم  به مراسم تشییع  جنازه همسرم اشتراک کردم و قویتر از صدها مرد عمل کردم پس باید همه بدانند که خانم‌ها می‌توانند بسیار قوی باشند و هیچگاه نباید شکست را قبول کنند.

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail