گزارشگر: مرضیه حسینی

دسترسی زنان به نهادهای عدلی و قضایی در هرات سبب شده تا میزان گراف طلاق نیز در این ولایت نسبت به ولایت‌های دیگر بیشتر باشد و بانوان به راحتی از دادگاه خواستار جدایی از همسرشان شوند اما به همین تناسب نیز ازدواج مجدد برای این بانوان دشوار است.

حاکم بودن فضای سنتی در ولایت هرات سبب شده تا بسیاری از افراد ازدواج دوباره بانوان مطلقه را ننگ دانسته و دید منفی نسبت به این بانوان داشته باشند.

برای وضاحت بیشتر این مشکل خواستیم با بانوانی که در جریان ازدواج دوم قرار دارند و به اصطلاح مطلقه هستند، گفتگویی داشته باشیم.

عزیزه که برای بار اول لباس عروس را به سن ۱۶ سالگی برتن کرده است چنین می‌گوید:” خانواده‌ام از اینکه شوهرم زن دیگری هم داشت خبر نداشتند و بی خبر از موضوع عروسم کردند. من بعد از اطلاع از همسر اول شوهرم، در خواست طلاق کردم و جدا شدم.”

او می‌گوید:” یکی دیگر از دلایل جدایی‌ از همسرم رفتارهای بد او بود.”

او همچنان اضافه کرد:” از آن ماجرا چند سالی می‌گذرد، چون جوان هستم آرزوی یک زندگی خوب را دارم ومی‌خواهم دوباره ازدواج کنم، خواستگارهای بسیاری دارم، فرد مطمئنی را در نظر دارم و او هم از ازدواج با من خوشحال است اما چون مطلقه هستم خانواده وی به ویژه مادرش مخالف این وصلت است.”

بنا به گفته‌های وی به دلیل این که یک بار در گذشته ازدواج کرده است بسیاری ازدواج دوم‌اش را به دیده بد می‌نگرند.

به مانند عزیزه بانوان دیگری هم هستند که در کنار ننگ دانستن مردم به این موضوع از ازدواج دوم شرم دارند.

بی بی گل، بعد از پنج سال زندگی مشترک از شوهرش جدا شده است. او دلیل جدایی از شوهرش را اعیتاد وی به مواد مخدر و لت و کوب زیاد عنوان کرد.

بی بی گل می‌گوید:” چندین بار بخاطر لت و کوب زیاد راهی شفاخانه شدم. مرا مجبور می‌کرد تا از دیگران قرض کرده و کار کنم تا خرج مواد کشیدنش کند. “

او همچنان اضافه کرد:” در طول پنج سال دوبار هم حامله شدم که هر دو در سه ماهگی و پنج ماهگی سقط شدند. از این بابت که طفلی(کودک) ندارم خوشحالم چون یک زن مطلقه خودش به تنهایی جایی ندارد باز چه برسد طفل هم داشته باشد. “

او از اینکه طلاق گرفته و بخواهد زندگی دوباره را شروع کند خجالت کشیده و می‌گوید:” اینکه دوباره بخواهی ازدواج کنی مشکل است چون با حرف‌ها و رفتارهای بد از سوی بعضی از افراد مواجه می‌شوم. “

مادر بی بی گل با تایید اینکه در بین بسیاری از خانواده‌ها طلاق دختر ننگ است، می‌گوید:” اوایل که بی بی گل از رفتارهای بد شوهرش می‌گفت و حرف از طلاق می‌زد برایش می‌گفتم دخترم تحمل کن برای خانواده ما خوب نیست که دختری از شوهرش جدا شود.”

او افزود:” درد حرف‌هایی را که بعضی از افراد به دلیل اینکه دخترم طلاق شده است می‌زنند در کنار دردی که دخترم کشیده هیچی نیست.”

بنا به گفته‌های وی خوب است که خانواده‌ها آینده دخترشان را در نظر گرفته و زندگی‌شان را با حرف‌های بی ربط مردم خراب نکنند.

در همین حال جامعه شناسان در هرات بر این باوراند که در جامعه افغانستان نسبت به زنان حساسیت‌های خاصی از هنجارهای اجتماعی و فرهنگی وجود داشته که یکی از آنها دید افراد جامعه نسبت به زنان مطلقه است.

محمد فقیری جامعه شناس، می‌گوید:” در جامعه سنتی هرات به دو رویکرد متفاوت نسبت به زنان مطلقه نگاه می‌شود یکی وابستگی‌های اقتصادی است یعنی به این معنی که به زنان به دید اینکه دیگر پشتیبانی مالی ندارند دیده می‌شود که دیگری هم  بی تفاوتی فرهنگی نسبت به این زنان است. “

او افزود:”ما در جامعه‌یی زندگی می‌کنیم که شرم یا ننگ به گونه بارزی وجود داشته و برای این زنان شرم است و طوری تصور می‌شود که حتما این خانم از نگاه اخلاقی مشکل داشته که سرانجام ازدواج وی به طلاق ختم شده است.”

بنا به گفته‌های وی بیشتر این رویکردها کلیشه جنسیتی داشته و تصور مردان این است که زنان باید مطیع مردان باشند و طلاق به نوعی مردانگی هژمونیکی را زیر سوال می‌برد.

به باور آقای فقیری چون انتقال آموزه‌های اجتماعی از یک نسل به نسل دیگر زمان بر است نیاز است تا برای کاهش این دید نسبت به زنان مطلقه، استراتیژی فرهنگی دراز مدتی به کمک رسانه‌ها از طریق آکاهی دهی و نهادهای حامی حقوق زنان روی دست گرفته شود تا پدیده طلاق دیگر به عنوان تابو نام گرفته نشود.

دیدگاه‌های کاربران فیس‌بوک
Facebooktwitterredditpinterestlinkedinmail